فصلنامه «سخن صبا»

 «سخن صبا» شماره 17

«سخن صبا» شماره 15-16

«سخن صبا»شماره14

ویژه نامه انتخابات1393 

«سخن صبا» شماره 5

ویژه نامه رهبر شهید(ره)

«سخن صبا» شماره 21-22

«سخن صبا» شماره 23

چکیده

جوانی بهار زندگی هر انسان و دوره جوشش استعدادهاست. جوانی سرمایه گران بهایی است که با به کارگیری صحیح آن، تمام دوره­ی حیات آدمی معنا یافته و سعادت دنیا و آخرت در پرتو شناخت و برنامه‌ریزی صحیح در این دوره، تأمین می­شود. از این رو، در این نوشتار تلاش گردیده است تا برای حفظ این سرمایه­ی عظیم، آسیب­هایی فراروی جوانان را به بوته بررسی و تبیین قرار دهد تا با شناخت دقیق آسیب­ها و تلاش مستمر در جهت پیش­گیری از آن ها، بستر رشد و شکوفایی استعداد جوانان را فراهم نماید.

واژگان کلیدی: جوان، جوانی، آسیب­ پذیری و پیش­ گیری.

روزنه

جوانی نعمتی بی­بدیل در طول حیات انسان و دارای اهمیت و حساسیت فراوانی است که از دست دادن آن، مایه خسرانی جبران ناپذیرخواهد بود. دوران جوانی، درخشان­ترین دوران زندگی هر انسانی است از سویی آفت­های خاص خودش را دارد که بسیار هم ویران کننده اند. بازتاب­ها و آثار آن­ها گسترده­تر و درهم کوبنده­تر از دوره­های سنین بعدی است. برای بهره برداری هرچه بهتر از جوانی و حفظ آن از انحراف و تباهی، نیاز فراوان به آگاهی از شناخت آفات و آسیب­های جوانی لازم است.

امیر مؤمنان علی(ع) در مورد جوان، تعبیرات مهم و ظریفی دارند که به اهمیت آن اشاره دارد. ایشان دوره جوانی و موقعیت جوان را در نامه سی­ویکم «نهج البلاغه» که خطاب به فرزندشان نوشته­اند، در سه جمله توصیف می­کنند:

1. در تیر رس حوادث و گرفتاری­ها قرار داری!

2 . هدف بیماری­ها و امراض گوناگون واقع می­شوی!

3 . در معرض آسیب­ها و آماج بلاها قرار می­گیری! (نهج البلاغه، نامه 31)

این تعبیرها می­خواهد موقعیتِ جوان را نسبت به آفت­ها و آسیب­هایی که برای هر انسانی ممکن است پدید آید تبیین کند و او را به فکر وا دارد و به چاره اندیشی بکشاند، تا این­که جوان توجه داشته باشد و ساده از آن نگذرد و با مسائل و حوادث و رویدادهای زندگی، عادی و سطحی برخورد ننماید. به دلیل اهمیت این موقعیت ویژه، صاحب نظران از دیرباز تاکنون همواره کوشیده­اند تا به دوره جوانی و جوانان بیندیشند و برای رشد صحیح فضایل و استعدادهای نهفته در آنان و جلوگیری از خطرات و آسیب­هایی که آن­ها را تهدید می­کند، به ارائه برنامه بپردازند. بر همین اساس به ویژه در عصر کنونی، ضروری­ترین بحث پیرامون جوان، آسیب شناسی آن است که در این مقاله سعی می­کنیم گوشه­هایی از آن­ها را بررسی نماییم.

 قلمرو آسیب ­پذیری جوانان

همواره منشأ آسیب­ها و آفت­ها، لزوماً عوامل بیرونی نیستند، بلکه در اغلب موارد، عدم استفاده صحیح از استعدادها و سرمایه­ها و نداشتن برنامه برای به کارگیری قوای خدادادی موجب می­شود تا اموری که برای حیات و بقای جوان ضروری هستند، خود از آسیب­ها و آفات جوانی گردند؛ به عنوان مثال یکی از سرمایه­هایی که در وجود جوانان به ودیعه نهاده شده، حس الگوپذیری است. اگر جوان به جای این که استعدادش را به نحو صحیح به کار گیرد و از الگوهای خوب و صالح استفاده کند، خودش را هماهنگ و همرنگ افراد نالایق و فاقد کمال و موفقیت در زندگی نماید، استعداد خدادادی خود را تبدیل به آسیب و آفت کرده است. بنابر این قلمرو و دامنه آسیب پذیری، فقط مربوط به عوامل بیرونی نیست، بلکه آسیب­های دیگری هم بر سر راه جوان وجود دارد که باید با همت خود، از آن­ها پیش­گیری و یا در صورت بروز، رفع کند. (مجله معارف اسلامی، 1386: 60)

زمینه­ ها و عوامل آسیب­ ها

در عصر کنونی آسیب­های گوناگون فکری، اعتقادی، اخلاقی، روحی، تربیتی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... نسل جوان ما را تهدید می­کند که پیش­گیری و درمان آن­ها، از فوری­ترین وظایف مربیان، والدین و تمامی افراد و سازمان ها و نهادهایی است که به نحوی مرتبط با جوانان و متصدی امور آنان هستند. اما برای حل مشکل و رفع آسیب­ها،باید زمینه­ها و عوامل آسیب­پذیری قشر جوان را شناسایی کرد. در این­جا به قدری که مجال و مقال اجازه دهد به برخی از این آسیب­ها خواهیم پرداخت.

الف) آسیب­ های اجتماعی

روابط اجتماعی و بافت فرهنگی حاکم در جامعه، در فرایند شکل گیری شخصیت و نظام فکری جوان تأثیر گذار است. بر این اساس، آسیب پذیری او، در انتخاب الگو، گزینش دوست، گرایش به مفاسد اجتماعی و طغیان شهوت بیشتر نمود پیدا می کند.آنچه برای جوانان آسیب محسوب می شود، انتخاب الگوی منفی از میان الگوهای منفی و مثبت، دوستان ناباب، محیط اجتماعی فاسد، انحرافات جنسی، عدم آگاهی و تجربه است که ما در این بخش به تبیین و بررسی هریک به صورت گذرا می پردازیم:

  1. 1.انتخاب الگوی نامناسب

روشن است که روحیه تقلید و الگو پذیری، یکی از ویژگی­های دوران جوانی است. نفس تقلید و الگو پذیری، امر مذمومی نیست تا بر جوان خرده گرفته شود، بلکه یکی از لغزش­های که در بین مردم و به خصوص جوانان بیش­تر رایج است، لغزش در محدوده شایستگی الگوهاست؛ برای مثال جوانی که شیفته مقام هنری، علمی، ورزشی و حتی معنوی فردی می­شود در نتیجه­ی این شیفتگی، تشویق می­شود حتی در نحوه حرف زدن، لباس پوشیدن، نشستن و برخاستن هم از او تقلید کند، این دچار لغزش در الگو پذیری شده است. در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «ایاک أن تنصب رجلاً دون الحجّه فتصدّقه فی کلّ ما قال؛ (محمدی ری ­شهری، 1379: 10) بر حذر باش از این که کسی را بدون دلیل و حجت به عنوان الگو برای خود نصب کنی و او را در هر چه می­گوید، تصدیق و تأیید نمایی.»

 قرآن با بیان داستان­هایی آموزنده و عبرت آمیز، جوانان را به انتخاب الگوهای مثبت فرا خوانده و آنان را از انتخاب الگوهای منفی بر حذر می­دارد (یوسف/24-23)

  1. 2. انتخاب رفیق بد

بٌعد دیگری از آسیب­های اجتماعی جوانان، در انتخاب دوست نمود پیدا می­کند. که در صورت آشنا نبودن با معیارهای دوست خوب ممکن است هم در گزینش دوستان و هم در روابط با آن­ها دچار مشکل شوند، زیرا برخی از جوانان دوستان غیر صالح را انتخاب نموده و در رفتار با آن­ها نیز اعتدال را رعایت نمی­کنند در نتیجه، سعادت دنیا و آخرت خویش را از دست خواهند داد؛ دقت و تأمل در زندگی صالحان و فاسدان، این اصل اساسی را آشکار می­سازد که دوستان خوب، افراد صالح می­سازند و دوستان بد، افراد فاسد.

اسلام به جوانان سفارش می­کند در گزینش دوست و رفتار با او، دقت نمایند؛ هم­چنان که ویژگی­های دوستان صالح و غیر صالح را بر می­شمارد، آنان را به انتخاب دوستان شایسته سفارش و از انتخاب دوستان غیر صالح برحذر می­دارد، زیرا دوستان غیر صالح به شخصیت انسان آسیب می­رسانند. (حرعاملی، 1372: 1، 14)

  1. 3. عدم کنترل غریزه­ ی جنسی

«غریزه جنسی» در انسان، یکی از میدان­های مهم و پرلغزش تربیتی و از جمله غرایزی است که باید به صورتی صحیح آن را ارضا کرد، لکن نوجوان و جوانی که در طی رشد تدریجی جنسی، توجیه نشده و آموزش و تربیت صحیح ندیده است، شکی نیست که در هنگام بلوغ جنسی، دچار هیجان، اضطراب، وحشت و بحران فکری خواهد شد. سرانجام به برخی از آسیب­های اخلاقی، روحی و اجتماعی مبتلا خواهد گشت. بنابراین جوانان در ارضای غریزه جنسی نیز آسیب­پذیر هستند؛ زیرا غریزه جنسی، لازمه حیات انسان است که باید از راه­های شرعی به آن پاسخ داده شود. ظهور غریزه جنسی از یک سو و عواملی مانند گسترش ناهنجاری­ها و رفتارهای اجتماعی از جانب دیگر، جوانان را با بحران جنسی و طغیان شهوت روبرو نموده، فکرشان را به خود مشغول و عقل آن­ها را اسیر می­گرداند؛ چنان­که در روایات معصومین بر آن تصریح شده است. (مجلسی، 1360: 267)

برخی از دانشمندان نیز معتقدند بعضی از جوانان در دوران جوانی دچار گونه­ای ناهماهنگی رفتاری و ضعف عقلی می­شوند، از این رو به نوعی به بی­بندوباری و بی­قیدی تن می­دهند. (زریاب خویی،1377: 491).

اطلاعات جامعه شناسی و آمارها نشان می­دهد که جوانان در کنترل و تعدیل غریزه جنسی آسیب پذیرند. بر همین اساس است که اسلام جوانان را به ازدواج و تشکیل خانواده سفارش و پیامدهای منفی طغیان شهوت را بیان می­نماید و از ارضای شهوت به صورت غیر شرعی و غیر قانونی منع می­کند. (مجله معارف اسلامی،1383: 58)

  1. 4.برخوردهای افراطی

استقلال طلبی، حرّیت و عدالت جویی از ویژگی­های بارز دوران جوانی است. جوانان برای اثبات این ویژگی­ها سعی می­كنند با بزرگ سالان مقابله كنند. این مقابله نه از روی لج­بازی و پشت­پا زدن به ارزش هاست، بلكه بیش­تر جنبه اثباتی برای خود جوان دارد. اما یكی از اشتباهاتی كه در این­جا از ناحیه بزرگ سالان سر می­زند سرزنش و ملامت جوان است.­ این سرزنش­هااز نظر عاطفی برای جوان شكننده­اند و به روحیه استقلال طلبی او آسیب وارد می­كنند و نتیجه آن شعله­ور تر شدن آتش لجاجت و طغیان است. از این رو پیامبر اکرم (ص) در این باره هشدار می­دهند: «الافراطُ فی الملامهِ تَشُبَّ نیرانَ اللّجاجِ»؛ (ابن شعبه،1380 :84) زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ورتر می­سازد. بنابراین، مقابله با روحیه استقلال طلبی جوان و سرزنش كردن او پیامدهای خطرناكی به دنبال دارد كه یكی از آن­ها طغیان علیه ارزش­های حاكم بر جامعه و گریز از آن ارزش­ها و پشت نمودن نسبت به منبع این ارزش­هاست. (مجله معرفت، 1384: 42).

  1. 5. عدم رشد شخصیت

یکی از تمایلات طبیعی نوجوانان و جوانان این است که مانند بزرگ سالان به شخصیت شان احترام گذاشته شود. با توجه به این خصوصیت، جوان و نوجوانی که در محیط کوچک خانواده و یا جامعه مورد تکریم و احترام قرار می­گیرد و نظراتش مقبول واقع می­شود، علاوه بر این که موجب رشد عقلی و سازگاری او با محیط اجتماعی می­گردد، سعی و تلاش می­کند که خود را به پستی و ناپاکی آلوده ننماید و رفتارش شایسته این تکریم باشد؛ اما وقتی به جوان اجازه اظهار نظر داده نمی­شود و خوبی­ها و توانایی­های او مطرح نمی­گردد، احساس بی کفایتی و حقارت می­کند. این فرآیند روانی، زمینه­ساز بروز رفتارهای نابهنجار، انحرافات اجتماعی و بزهکاری می­گردد. ( مجله معارف اسلامی، 1386: 60)

  1. 6. حس ماجراجویی

بدون تردید، احساسات تند و آتشینی که در نهاد جوانان قرار داده شده و تمام وجود آن­ها را تحت تأثیر قرار می­دهد می­تواند نقش مؤثّری در آسیب­پذیری آنان داشته باشد. مانند: زود رنجی، احساساتی بودن، مخالفت کردن با نظر دیگران، درون گرایی و...، اگر این مرحله به سلامت طی نشود، باعث آشفتگی­های روانی و زمینه­ای برای آسیب­پذیری نوجوانان و جوانان خواهد بود. این احساسات طبیعی در جوان، به پاسخ­گویی صحیح نیاز دارد تا مورد بهره برداری درست قرار گیرد، ولی متأسفانه در موارد فراوانی به این نیاز جوان در جامعه پاسخ مثبت داده نمی­شود؛ به عنوان مثال محدودیت­های افراطی موجود در خانواده یا جامعه و خلأ سرگرمی­های سازنده، از جمله عواملی هستند که سبب تأمین این نیاز به شیوه منفی در جوانان می­گردد؛ مانند: مخالفت با مقررات اجتماعی، زیر پا گذاشتن حدود و قوانین جامعه و...، (جواهری،1379: 42)

  1. 7. محیط آلوده و فاسد

اگر چه خانواده، مدرسه و جامعه، سه عامل نیرومند در پایه گذاری شخصیت و ساختن خلق و خوی انسان است و آدمی خواه ناخواه تحت تأثیر این سه محیط مقتدر قرار دارد، ولی محیط اجتماعی و جامعه که آخرین کلاس ساختن اخلاق و شخصیت آدمی است، به مراتب قوی­تر از آن دو عامل می­باشد. کشش­های اجتماعی به اندازه­ای نیرومند است که عموم مردم به جزء افراد بزرگ و نوابغ، از تمام مقرراتش پیروی کرده و بدون فکر و اندیشه، خویشتن را با آداب و سنن آن منطبق می­کنند. محیطِ نیرومند اجتماع، قادر است به آسانی جوانان را همرنگ خود نماید و صفات و خلقیات خانوادگی آنان را که هماهنگ روش­های اجتماعی نیست، به دست فراموشی بسپارد. امام علی علیه السلام می­فرمایند: «الناس بزمانهم اشبه منهم بِابائهم؛ شباهت اخلاقی مردم به محیط اجتماعی و روزگار خودشان بیش­تر از شباهت به صفات خانوادگی و خلقیات پدران آن­هاست.» (ابن ابی الحدید، ج19، 209).

اگر در جامعه فساد رواج پیدا کند، اولین طیف گسترده­ای که در معرض آن قرار می­گیرند جوانان هستندکه آن­ها را به پرتگاه نابودی می­کشاند. دلیل این­که جوانان اولین قربانیان این آسیب هستند این است که طغیان غرایز و شهوت در دوران جوانی است و این دو عامل موجب می­شودکه به آلودگی و فسادکشانده شوند، در نهایت به پیروی از هوای نفس و شیطان می­انجامد.

امام علی علیه السلام در این باره می­فرمایند:«منحرفان، شیطان را معیار کار خود گرفتند وشیطان نیز آن­ها را دام خود قرار داد و در دل­های آنان تخم گذارد و جوجه­های خود رادر دامان­شان پروردش داد. با چشم­های آنان می­نگریست و با زبان­های آنان سخن می­گفت،پس با یاری آن­ها بر مرکب گمراهی سوار شد و کردارهای زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد.» (نهج البلاغه، خ 7)

در این سخن، امام به این نکته نیز اشاره شده که جوان، گاه به خاطر جهل به مفاسد و هم­چنین زیبایی مفاسد که در نظرش جلوه می­کند آن را زشت ندانسته و به سوی آن کشیده می­شود.

  1. 8.جوان و اعتیاد

یکی از وحشتناک­ترین آسیب­هایی که نه تنها جوانان عزیز، بلکه ملت­های جهان را تهدید می­کند، مسئله اعتیاد به مواد مخدر است. این پدیده خطرناک، امروزه به صورت یک معضل حل نشدنی تمام کشورها را به خود مشغول کرده است. در گرایش به این ماده خانمان سوز، معمولاً عوامل خانوادگی و اجتماعی به صورت مکمّل هم عمل می کنند. وجود پدر و مادر معتاد، فقر مادی خانواده، کمبودهای فرهنگی و آموزشی، ستیز و جدایی والدین و هم­چنین خانواده و طبقات مرفّه که در آن­ها ثروت مادی با فقر فرهنگی آمیخته می­شود، به ایجاد زمینه­های اعتیاد کمک می­کند.( مجله اصلاح و تربیت، 1386: 86 و 87.)

ب) آسیب­های فکری وعقیدتی

دستیابی به ایمان واقعی و برخورداری از پیآمدهای آن در دنیا و آخرت، در گرو پایبندی به آموزه­های موجود در دین است. بنابراین آسیب­های فکری و عقیدتی که سبب لغزش و انحراف در فرد می­شود و او را از رسیدن به کمال باز می­دارد از موارد ذیل است:

1)     فقر معنوی

یکی از عوامل آسیب­پذیری و بروز ناهنجاری در جوانان، آگاهی نداشتن در باره هستی و انسان و در یک کلمه، نتیجه عدم اعتقاد به اصول و مبانی اسلامی، خصوصاً مبدأ و معاد است. جوانی که به خداوند متعال معتقد است و با حضرتش پیوند دارد، در این هستی پهناور، هرگز خود را تنها و منزوی نمی­پندارد و همیشه سعی می­کند تا از جادّه انسانیت خارج نشود. چنین فردی در سختی­ها و مصایب، بردبارتر و شکیباتر می­شود و هیچ وقت به پوچی و سرگردانی نمی­رسد و به دلیل کرامت و ارزشی که برای خویش در پیشگاه خدا به دست آورده است، سراغ بسیاری از معضلات اجتماعی نمی رود. (فلسفی، 1371: 1، 343(.

پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ آن کسی که خود را بشناسد، خدای خویش را شناخته است.» (ابن شعبه،2:1380، 32)

با اندکی تأمّل در احادیثی که انسان را به خودشناسی دعوت کرده، به این نکته پی می­بریم که هدف از آن، وادار کردن انسان و مخصوصاً جوانان به تفکر بوده تا دریابد که کیست و چیست؟ چه نقاط ضعف و قدرتی دارد و چه امکاناتی برای رشد او فراهم شده است؟

در سایه این تفکر است که می­توان گفت جوان، هویت خودش یعنی «منِ حقیقی و متعالی اش» را به دست آورده است. اما اگر از این تفکر فاصله بگیرد و خود را همیشه در ساختار حیوانی مشاهده کند و یا اجازه دهد دیگران وجودش را به دلخواه خود بسازند، هویت حقیقی خویش را به دست نخواهد آورد و در نتیجه در مقابل سختی­ها، مشکلات و مصایب به پوچی و سر گردانی  می­رسد.

2)     عدم دانش کافی از دین

دین­گرایی و احساسات مذهبی، ویژگی فطری انسان­هاست که به اعتراف بسیاری از روان­شناسان، در آغاز جوانی بیدار می­شود از این رو جوانان همواره از پیشگامان پذیرش دین و ارزش­های آن هستند. در آموزه­های دینی نیز به دین خواهی و خداجویی جوانان اشاره شده است؛ چنان­که پیامبر(ص) جوانان را اولین گروندگان به اسلام دانست. (ابن شعبه،1380: 321و248).

همان­گونه که جوانان در پذیرش دین و اعتقادات، آماده­تر و به دلیل عدم بینش و دانش کافی، در گرایش به انحرافات فکری و عقیدتی، آسیب پذیرترند. شواهد تاریخی نشان می­دهد که دین ستیزان همواره با استفاده از این عدم بینش و آگاهی، جوانان را هدف قرار داده، به تضعیف باورهای دینی آنان همت گماشته اند.

دین مبین اسلام، هم به آسیب­های فکری جوانان اشاره کرده و هم راه­های آفت زدایی را بیان نموده است. از یک سو به آنان سفارش می­کند به تعلیم و تربیت خود پراخته، تحت تأثیر القای شبهه­های دشمن قرار نگرفته و باورهای دینی را تقویت کنند. از سوی دیگر با معرفی الگوهای جوان، به فرهنگ سازی می­پردازد.(مصباح یزدی،1376: 1-2، 14)

3)     استحاله­ ی فکری و عقاید

 از اصلی­ترین و خطرناک­ترین آسیب­های فراروی جوانان در کشورهای مذهبی، تضعیف عقاید و فرهنگ دینی آن­هاست. گرچه نمودها و شاخص­های انحرافی جوانان بیشتر در بعد اخلاقی و عملی است، لیکن بین اعتقادات انسان و اعمال او، ارتباط محکمی وجود دارد، به نحوی که انحراف فکری، انسان را به انحرافات اخلاقی می­کشاند. شهید مطهری در این زمینه می­فرمایند: «ریشه بیش­تر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افکار و عقاید آنان باید جست و جو کرد. (مطهری،1300: 13-15)

ج) آسیب­های­ فرهنگی

فرهنگ عبارت است از مجموع مایه­های فکری، ارزشی، آداب و سنن که در رفتار اجتماعی انسان اثر می­گذارد. این مجموعه خود دارای عناصر متعدد است. (تاجداری، 1382: 64) در باره معنای اصطلاحی تهاجم فرهنگی گفته­اند: اعمال قدرت به منظور اشاعه ارزش­های فرهنگی در میان ملل جهان سوم و خفه کردن فرهنگ آن­هاست. (مجله معارف اسلامی،همان: 60)

عوامل و زمینه های متعددی در شکل­گیریآسیب­های فرهنگی مؤثر است. بعضی از این عوامل عبارت اند از:

1- ناهماهنگی در برنامه ریزی برای جوانان

اگر افراد جامعه، به خصوص قشر جوان که اثر پذیری فرهنگی بیشتری دارند، در مواجهه با نهادهای فرهنگی، با شعارها و عمل­کردهای متفاوتی مواجه گردند و هر نهادی برای آموزش مسائل فرهنگی و تربیتی جوانان، ساز جداگانه ای بزند، پر واضح است که نسل جوان در چنین آشفته بازاری دچار سردرگمی می­شود. متأسفانه این واقعیت تلخ در اثر عدم هماهنگی و سیاست­گذاری معتبر و واحد در موضوع فرهنگ و تربیت، در جامعه ما وجود دارد و تعلیم و تربیت صحیح نسل جوان ما را تهدید می­کند. (خدایاری فرد،1372: فصل204،)

2-ترویج فرهنگ بی بندو باری

 استعمار برای سلطه فرهنگی خود در هر کشوری، ابتدا کوشش می­کند جلوی هر گونه فعالیت اصیل و سازنده فکری را بگیرد و برای این منظور، ملت­ها را به سرگرمی و تفریح های مبتذل و غیر سازنده و به بی بند و باری و شهوت پرستی وا می­دارد. و البته در این راه و برای عملی­تر شدن نقشه شومش، جوانان را بیشتر از سایر طبقات هدف قرار می­دهد، زیرا جوان، خام­تر است و به غفلت و بی­بند و باری و لذت جویی مایل­تر، از طرفی همین جوانان سازندگان فردای هر جامعه­ای هستند؛ بنابراین، فکر و روح آنان همواره در تیررس نوک پیکان استعمارگران بوده است.(مؤسسه در راه حق، 1376: ص6)

3- خودباختگی

خودباختگی در ابعاد گسترده­ی فردی، سیاسی و اقتصادی ظهور می­کند. خودباختگی فردی بدین معناست که همگان، به ویژه جوانان مسلمان قابلیت­ها و توانمندی­های خویش را نادیده گرفته، چنین می­پندارند که استعدادها و قابلیت­ها در اختیار جوانان صاحبان قدرت و ثروت است. خودباختگی سیاسی و اقتصادی نیز بدین معناست که برخی از مسلمانان تصور می­کنند جوامع اسلامی توان استقلال سیاسی و اقتصادی ندارند، بلکه موجودیت آن­ها در وابستگی به کشورهای دیگر شکل می­گیرد. (انصاری،1389: 64)

خودباختگی موجب می­شود جوانان جامعه اسلامی اعتماد به نفس خود را از دست داده، عاشق و دلباخته کشورهای مهاجم شوند. شاید فراخوان اسلام به خود باوری، هویت یابی و استقلال طلبی در جهت مبارزه با خودباختگی بوده است.

امام خمینی (ره) فرمود: اگر این نسل جوان، خودی خود را بیابد و یأس را از خود دور کند و چشم داشت به غیر خود نداشته باشد، در دراز مدت، قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد. (وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی (ره)، 1378: 29)

4-خلأ فرهنگی

     یکی از بسترهای آسیب فرهنگی، خلأ فرهنگی است. بدین معنا که جوانان به صورت صحیح تغذیه فرهنگی نشده­اند و عملاً از غنا و دست آوردهای فرهنگ خود آگاهی ندارند. از این­رو، مانند نهالی نوپاست که با وزش تندبادها متزلزل می­شوند. در این وضعیت، ارتباط جوانان با فرهنگ قطع می­گردد و افتخارات ملی و هویت فرهنگی خویش را فراموش می­کنند.خلأ فرهنگی، زمینه پذیرش فرهنگ دشمن را فراهم می­کند، زیرا جوانان در صدد کسب هویت فرهنگی هستند. بر این اساس باید به جوانان آموخت که جامعه اسلامی دارای فرهنگی غنی است و بسیاری از افتخارات و قهرمانان علمی مربوط به جامعه اسلامی هستند. از سوی، خوش بختانه جامعه اسلامی بهره­مند از معارف اهل بیت (علیهم السلام) است که خود سرمایه عظیمی محسوب  می­شود و می­تواند در جهت تقویت فرهنگ اسلامی به کار آید. از این روست که امام رضا (علیه السلام) می­فرماید: اگر معارف ما بیان شود، مردم جذب آن می­گردند. (موحد نیا، 1382: 66)

5- تفسیر نادرست از دین

تفسیر نادرست از دین و آموزه­های آن، از دیگر زمینه­های تهاجم فرهنگی است. دین به عنوان مجموعه­ای از احکام، اخلاق و مقررات الهی باید آن گونه تفسیر شود که زمینه­های تحریف مفاهیم و آموزه­های آن فراهم نشده و از هرگونه افراط و تفریط در تفسیر دین پرهیز گردد. متأسفانه برخی دین را جدا از دنیا تفسیر کرده و معتقدند دین تنها پاسخ گوی مسائل اخروی است. برخی دیگر در تفسیر اصول عقاید و آموزه­های دین دچار مشکل شده و تفسیر صحیح ارائه نداده اند؛مثلاً بعضی افراد«انتظار» را این­گونه تفسیر کرده­اند که در زمان غیبت امام زمان(عج) نباید علیه استبداد قیام کرد، زیرا موجب می­شود ظهور آن حضرت به تأخیر افتد. این در حالی است که در عصر حاضر مکاتب دیگر، مردم را به قیام علیه استبداد فرا می­خوانند. (مصباح یزدی، 1376: 20-22)

این گونه تعریف از آموزه­های دینی، جوان را دچار مشکل می­کند و او را به طرف مکاتب دیگر ترغیب می­نماید. شهید مطهری (ره) یکی از علل گرایش جوانان به مکاتب دیگر را تفسیر غیر منطقی از دین می­داند: «…، امروز کم و بیش این چنین در مغز جوانان فرو رفته است که یا باید خدا پرست بود و مسالمت­جو و عافیت طلب و ساکت و ساکن و بی تفاوت و یا باید ماتریالیست بود و متحرک و پرخاشگر و دشمن استعمار و استثمار و استبداد. چرا چنین اندیشه­ای در مغز جوان راه یافته است؟  پاسخ این پرسش­ها واضح است…، [چون] جوان می­بیند که قیام­ها و انقلاب­ها و نبردها و مبارزه­ها را همه جا طرفداران ماتریالیسم اداره می­کنند و الهیون عموماً و یا اکثراً در جناح بی تحرک­ها و بی تفاوت­ها می­باشند. برای طبقه جوان همین قدر کافی است که در قضاوت خود، مکتب الهی را محکوم و مکتب مادی را تأیید نماید. (مطهری،1368:150 ـ 151.)

د) آسیب­ های اخلاقی تربیتی

روان­شناسان معتقدند جوانان به دلیل برخوداری از فطرت پاک، بیش­تر از بزرگ­ترها فضیلت­گرا و حق پذیرند؛ هم چنان­که در آموزه­های دینی نیز فضیلت­گراترین انسان­ها معرفی شده­اند. (فلسفی،همان، 1324)

امام صادق(ع) به یکی از یاران خودمی­فرماید: (به جوانان رو کن و ایشان را تبلیغ نما، زیرا که ایشان به سوی خیر بیش­تر سرعت می­گیرند) هم­چنین آن حضرت فرمود:«همانا قلب جوان رقیق­تر از قلب بزرگ سال است.» (حرعاملی،1370: 11، 447) متأسفانه جوانان در اثر برخی از عوامل، فضیلت خواهی خویش را از دست می­دهند و به ناهنجاری­ها و آفات اخلاقی گرایش پیدا می­کنند؛ از این رو در اسلام سفارش شده است که جوانان به پرورش و تقویت روحیه فضیلت خواهی پرداخته و تقوای الهی را رعایت نمایند، زیرا سعادت و خوش بختی آنان در سایه دوری از رذایل اخلاقی و کسب فضایل امکان پذیر است بنابراین، همان­طوری که صفات پسندیده، انسان را به معراج می­برند، صفات ناپسند نیز انسان را به گمراهی می­کشانند. پس برای رفع آسیب­زدایی باید عوامل آن را شناخت تا در دام آن اسیر نشده و یک عمرحسرت و پیشیمانی را به همراه نداشته باشیم.

عوامل و زمینه­های متعددی در شکل­گیری آسیب­های اخلاقی مؤثر است که ما در این بخش به بررسی برخی از این عوامل وآسیب ها خواهیم پرداخت.

1. احساس بی­ نیازی

ریشه­ی بسیاری از رفتارهای ضد اخلاقی به ویژه در حوزه عمل اجتماعی را می­بایست در احساس بی­نیازی انسان جست. بارها دیده شده که شخصی که احساس نیاز به دیگری نکند رفتارهایش از حالت طبیعی خارج می­شود و اهانت کردن و اعمال رفتارهای ضداخلاقی نسبت به او تشدید می­گردد.

در برخی از روایات آمده است که اگر خداوند همه ثروت و قدرت را یک­جا به انسان می­داد چنین شخصی خدا را نیز بنده نبود؛ زیرا احساس بی­نیازی موجب می­شود که شخص در حالتی از غرور قرار گیرد که در صورت ارتکاب اشتباه و خطا و یا گناه، حاضر به پذیرش نصیحت و پند دیگری نباشد. جوانی که احساس غنا و بی نیازی می­کند، به سبب غرور نابجا، رفتارهای ضداخلاقی و ضدهنجاری را در پیش می­گیرند. کسی که خود را بی­نیاز از هر قدرتی می­یابد و از نظر اقتدار در رتبه بالا قرار دارد، به سادگی ظلم و ستم می­کند و تعدی و تجاوز به حقوق دیگران برایش آسان و سهل می­شود.خداوند در سوره علق می­فرماید: «کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی؛ (علق/7-6): انسان هنگامی که خود را مستغنی دید راه طغیان را در پیش می­گیرد.» طغیانی که انسان­ها در هنگام احساس بی­نیازیدر پیش می­گیرند می­تواند نسبت به خدا و خلق باشد. از این رو رفتارهای ضداخلاقی ایشان را می­بایست در همین استغنا دید. خداوند در آیات دیگر تبیین می­کند که چگونه بزرگ­ترین مجرمان هرجامعه­ای، مترفان آن جامعه هستند که از نظر درآمد و ثروت در آن اندازه قرار دارند که خود را بی­نیاز از دیگری می­یابند. چنان­که اشرافی که به قدرت تکیه زده­اند نیز این گونه عمل می­کنند و رفتارهای ضداخلاقی و هنجاری را در جامعه در پیش می­گیرند.

بنابراین، می­توان گفت که یکی از مهم­ترین آسیب­های اخلاقی افراد جامعه را می­بایست در استغنا و بی­نیازی آنان و یا احساس بی­نیازی از خداوند جست؛ زیرا در حقیقت انسان به توهمی، احساس بی­نیازی می­کند وگرنه چنان­که قرآن بیان می­کند انسان دارای فقر ذاتی است و هرگز در ذات خویش غنی نیست. بنابراین آن چه عامل طغیان آدمی می­شود احساس بی­نیازی و استغناست. (مجله گنجینه،1380: 2)

2. پوشش نامناسب

از دیگر علل و عواملی که قرآن به عنوان زمینه­های آسیب اخلاقی جامعه می­شمارد، حضور زنان بی حجاب در مجامع عمومی است که موجب تحریک نامحرمان و در نتیجه آزار دیدن زنان و تجاوز به ایشان و درهم شکستن هنجارهای اخلاقی جامعه می شود.خداوند در آیه ۵۹ سوره احزاب برای جلوگیری از چنین بحران اخلاقی و حفظ حریم امنیت اخلاق فردی و اجتماعی جامعه، خواهان حضور زنان با حجاب در محیط­های عمومی می­شود و از هر گونه بی­حجابی پرهیز می­دهد. یکی از علل مهم و اساسی که قرآن برای اثبات وجوب حجاب برای حضور زنان در مجامع عمومی و در میان نامحرمان برمی شمارد، حفظ زنان است تا از سوی بیماردلان و مردان، مورد تعرض و آزار و اذیت قرار نگیرند. (مطهری، مرتضی، 1300: 13) بی گمان کم­ترین اثری که برای حضور بی حجاب و بدحجاب زنان در جامعه می­توان یافت اذیت و آزار کلامی است. این همان چیزی است که از آن به اذیت و آزار یاد می­کند. (جواهری،1379: ص 30)

هـ) جوان و آسیب­ های سیاسی

بدون تردید، تحلیل مسائل سیاسی جهان، دقت در گفتار و رفتار سیاست­مداران و طرز تصمیم آن­ها در موارد مختلف، نقش مؤثری در شکفتن عقل و پرورش فکر و توسعه هوش و رشد شخصیت جوانان دارد، لکن مسائل سیاسی در نظر جوانان، به قدری مطبوع و دل پذیر و محرّک و پر هیجان است که در بعضی مواقع افکار آنان را درا ختیار می­گیرد. در سراسر جهان و در تمام ادوار، بسیار اتفاق افتاده که جوانان پاک دل و کم تجربه به دلیل تمایل شدیدی که به مسائل سیاسی داشته اند، اغفال شده و باندها و عناصر فاسد و فرصت طلب، با عناوین جذاب و فریب دهنده، این نیروی عظیم را به نفع مقاصد سوء خود به کار گرفته و آنان را دچار سقوط و تباهی کرده اند. (فلسفی، همان:2، 62- 66)

از آسیب های دیگر که فرا روی جوانان قرار دارد و این سرمایه عظیم جامعه را تهدید می­کند می توان امور زیر را نام برد: تزلزل و اختلافات خانوادگی، بیکاری، فقر و بی سوادی، تماشای برخی فیلم ها، داستان ها و رمان های جنسی.

شناخت عوامل مختلف در آسیب شناسی و آسیب زدایی

در حل مشکلات و معضلات جوانان، بخش مهمی از کار بر عهده خود آنان است. مهم این است که خود جوان، آسیب­ها، آفات جوانی و عوامل و زمینه­های آن­ها را بشناسد و مسئولانه به فکر چاره و تدبیر امور خویش باشد؛ اما در این میان دیگران نیز وظایفی بر عهده دارند که به تعدادی از آن­ها به صورت گذرا اشاره می­کنیم:

1)نقش والدین

والدین از یک طرف، مسئولیت مهمی در راه هدایت فرزندان خود دارند از طرف دیگر، به طور ناخود آگاه، الگوی عملی و رفتاری برای فرزندانشان هستند و در تعلیم و تربیت آنان نقش اول را ایفا می­کنند. از این­رو لازم است که ویژگی­ها و روحیات جوانی و طرز رفتار با آنان را به خوبی بشناسند تا در نحوه تعلیم و تربیت فرزندانشان دچار مشکل نگردند. بدون تردیدیک قسمت از طغیان و عصیان جوانان، ناشی از اَعمال ناسنجیده پدران و مادران است. تحقیر و سرزنش­های غیر صحیح، سخت گیری­ها و خشونت­های بی مورد، مخالفت­ها و انتقادهای نابجای پدران و مادران، فرزندان جوان را خشمگین و غضب آلود می­کند و آنان را به ستیزه جویی و تجاوز کاری وا می­دارد. [اگر چه] غالب پدران و مادران دارای حسن نیت هستند، ولی نمی­توانند روحیه و احتیاجات فرزند خود را درک کنند و در بیش­تر اوقات همان اشتباهاتی را مرتکب می­شوند که پدران و مادران خودشان در تربیت آن­ها مرتکب شده اند...، آن وقت از خود می­پرسند: چرا فرزندان از ما فرار می­کنند و نمی­خواهند در هیچ کاری با ما مشورت کنند.(فلسفی، همان:1، 438).

روش معقول و مؤثر در مورد جوانان این است که والدین، خود را در موقعیت آن­ها قرار دهند و از دیدگاه آنان به مسائل بنگرند، شخصیت جدیدشان را به رسمیت بشناسند، خود را مسئول هزاران ابهام و سؤال آن­ها بدانند و برای ایشان راهنمای خوبی باشند. پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمودند: «رحم اللّه والداً أعان ولده علی برّه؛ رحمت الهی بر پدری باد که فرزند خویش را در انجام نیکی و خیریاری نماید.»(ری شهری، همان: 10، 721).

2)نقش دولت و جامعه

در بحث مهم آسیب شناسی و آسیب زدایی جوانان، نمی­توان نقش و تأثیر پر اهمیت دولت را در این زمینه نادیده گرفت، چرا که شیوه و روش مملکت داری و برنامه ریزی­های سیاسی و اقتصادی، بر تفکر خانواده ها تأثیر می­گذارد و آنان نیز فرزندان خودشان را با همان طرز تفکر تربیت می­کنند. امام علی علیه السلام می­فرمایند: «الناس بأمرائهم أشبه منهم بِابائهم؛ مردم در روش­های اخلاقی و صفات اجتماعی، به حکومت­های خود بیش­تر شباهت دارند تا به پدران خویش.» (ری شهری، همان:10، 721).

اکنون که سیاست و اقتصاد جامعه همانند فرهنگ، نقش پر اهمیت و انکار ناپذیری در جلوگیری از انحرافات جوانان دارد، ایفای این نقش در صورتی عملی است که سیاست دولت در برنامه ریزی و تدبیر مردم در شئون مختلف به گونه­ای باشد که عوامل رشد تقوا را افزایش دهد. این کار زمانی تحقق می­پذیرد که تقویت نیروی ایمان و آگاهی دادن جوانان به شخصیت و هویت خودشان، در رأس برنامه های فرهنگی جامعه باشد. در برنامه ریزی­های اقتصادی نیز دولت باید به اصل عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، دوری از اسراف و تبذیر، نفی سودجویی و دزدی و اختلاس و...، توجه کند تا راه رسیدن به یک زندگی ساده برای همه فراهم آید، زیرا کودکان خانوادههای فقیر اغلب گرفتار محرومیت و کمبود هستند و همواره در خود احساس عقب افتادگی می­کنند. این احساس تلخ، روح و روان آن­ها را تیره می­کند و باعث می­شود در برخوردهای اجتماعی و ابراز شخصیت دچار مشکل شوند این، خود زمینه و عاملی برای آسیب­پذیری آن­ها در جامعه می­گردد.

علاوه بر دقت در برنامه­ریزی­های اقتصادی، ایجاد محیط­های سالم تفریحی، تربیتی و ورزشی به قدر کافی، پرکردن اوقات فراغت جوانان به نحو مطلوب و...، از عوامل سازنده در کنترل و اصلاح انحرافات اجتماعی به خصوص انحرافات جنسی است. مضافاً این که کوشش در جهت تقویت باورهای دینی و توجه به خدا و آخرت از طریق مواد آموزشی درسی، توسعه فرهنگ اقامه نماز در جامعه و مدارس، ساخت برنامه های هنری و جذاب دینی، تهیه برنامه­های تربیتی و اجرای خوب و دقیق آن­ها در مدارس، گزینش افراد صالح و مسئولیت شناس و کاردان برای امر تربیت جوانان و نوجوانان، کنترل برخوردهای نامطلوب اجتماعی در مدارس، خیابان­ها، سازمان­ها، ارگان­ها و...، همگی از وظایف دولت، البته با کمک گرفتن از نیروهای مردمی و عالمان جامعه است.( فلسفی، 2،282)

3)وظایف عالمان دین

بدون تردید از وظایف مبلغان دینی، رهبری نسل جوان در امر دین است، اما نکته قابل توجه در ایفای این نقش بزرگ، روش برخورد با نسل جوان است. عدم برخورد منطقی و درست، آنان را به سوی انحرافات سوق میدهد. نباید در برخورد با جوان، برخوردی انتقادی و مذمّت گونه، توأم با پرخاش و دهن کنجی را در پیش گرفت و نیز نباید در تعریف و تمجید از او، افراط کرد تا مغرور شده و از نقاط ضعفش غافل شود.شهید مطهری می­نویسد: «چاره کردن این آسیب­ها و انحرافات [فکری و اخلاقی ] بدون در نظر گرفتن مزایا؛یعنی ادراکات و احساسات و آرمان­های عالی که دارد و بدون احترام گذاشتن به این ادراکات و احساسات، میسّر نیست...، اگر بخواهیم به این امور بی­اعتنا باشیم، محال است که بتوانیم جلوی انحرافات فکری و اخلاقی نسل آینده­را بگیریم.»(مطهری، 1361: 212)

از نکات دیگری که در امر رهبری دینی نسل جوان باید به آن توجه داشت، این است که تلاش شود تا دین با زبان نسل جدید و منطق خاصّ او به وی عرضه گردد. بر خلاف برخی از افرادی که بدبینانه به جوانان نگاه میکنند و طبقه جوان را دور از دین و معنویات می­پندارند، اگر دینبه زبان و منطق خاصّ او به وی عرضه گردد، به راحتی پذیرفته و جذب دین و معنویات می­شوند. شهید مطهری در این زمینه می­نویسد:«اگر مشکلی در راهنمایی این نسل باشد، بیش­تر در فهمیدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او با منطق و زبان خودش است و در این وقت است که هر کسی احساس می­کند این نسل بر خلاف آن­چه ابتدا به نظر می­رسد، لجوج نیست؛ آمادگی زیادی برای دریافت حقایق دینی دارد.» (مطهری،1300: 13-15) علاوه بر این دو نکته، اگر حاکمان جامعه دینی و در حقیقت متولیان دین، در لباس دین، توجهی به آداب و رسوم دینی نداشته و به آن عمل نکنند و اراده و باور دینی شان در عمل، نمونه و الگو نباشد، این روش به روح و روان جامعه خصوصاً جوانان عزیز هم سرایت می­کند و باور آنان را نیز مخدوش می­سازد و دیگر در حفظ آداب و رسوم دینی آن چنان که باید، کوشا نخواهند بود.

راه­ های پیش­گیری از آسیب­ ها و انحرافات

همان­گونه که در تأمین سلامت جسمی افراد جامعه، اولویت با پیش­گیری و ایمن­سازی افراد است، در تأمین سلامت فکری و اعتقادی جامعه نیز باید پاک­سازی محیط از آلودگی­های فکری، روانی و اعتقادی و پیش­گیری از گسترش آن را در اولویت قرار داد. به همین دلیل سیاست­گذاری­های فرهنگی باید به گونه­ای باشد که محیط خوب و سالمی برای جوانان و نوجوانان فراهم آید.لازم است کارگزاران تربیتی، نهادهای فرهنگی و خانواده­ها با برنامه­ریزی منظم، افراد آسیبپذیر را شناسایی و برای ایمن­سازی آنان اقدام کنند. هم­چنین افرادی که مورد تهاجم فرهنگی بیگانه قرار گرفته­اند، باید شناسایی شوند تا با استفاده از روش­های پیش­گیرانه، آنان و دیگران از آلودگی بیش­تر برحذر باشند. اینکبرخی از این روش­ها را بر می­شماریم:

1.نهادینه کردن باورهای دینی

بنیادی­ترین روش برای پیش­گیری از فریب خوردن جوانان، گسترش زمینه­های شناخت معارف الهی و درونی سازی باورهای مذهبی است. از آن­جا که مذهب و خداپرستی در آیینه فطرت انسان، نقش بسته و کمال جویی در نهاد انسان نهفته است. (روم/29) کافی است پدران و مادران و کارگزاران فرهنگی با برنامه­های تبلیغی و هدایتی، فطرت خداجوی جوانان و نوجوانان را شکوفا سازند. افزایش آگاهی­ها به همراه دستیابی به معرفت و باورهای دینی باید به گونه­ای باشد که جوانان در برابر تبلیغات دشمنان، ایمن شوند. (مجله صباح،1381: 5و6)

2. بسترسازی برای حضور جوانان در مکان­های مذهبی

فراهم آوردن زمینه حضور جوانان و نوجوانان در مساجد، نماز جمعه و بهره­گیری آنان از برنامه­های­سازنده و روح­بخش مذهبی، جوانان را با خدا مأنوس­می­سازد(عنکبوت/42) و به زیور خوبی­ها و زیبایی­ها آراسته می­گرداند.

3. تشکیل جلسه­ های مذهبی و سرگرمی مناسب

با تشکیل جلسه­های آموزش مسایل دینی، سیاسی و اجتماعی، گردش­های دسته جمعی و جلسه­های دعا و نیایش که از هدف­های مشخص و دراز مدت برخوردارند، میتوان علاقه­های جوانان را به این امور جلب کرد. در این زمینهنیز می­توان از هنر و ادبیات و نمایش فیلم­های سودمند با درون مایه مذهبی، در انتقال باورهای دینی بهره برد. (خدایاری فرد،1372:204)

4. فراهم آوردن محیط گرمِ خانوادگی

نوجوانان در سن بلوغ بیش از حد حساس هستند به همین دلیل، نباید با آنان با سختی و خشونت برخورد کرد. اگر افراد خانواده به ویژه پدر و مادر، به نیازهای عاطفی و روانشناختی جوانان و نوجوانان در محیطخانواده توجه داشته باشند، آنان دیگر انگیزه ای نخواهند داشت که با افراد ناباب، رفت و آمد و دوستی کنند. پس پدران و مادران باید بکوشند محیطی آرام و سرشار از محبت و احترام برای جوانانشان فراهم آورند.( شفق، علی قائمی، 1370: 207-204)

5. انتخاب دوستان خوب و شایسته

گاه دیده شده است که همه عوامل تربیتی برای یک فرد فراهم بوده، ولی رفت و آمد با دوستان نالایق، او را منحرف کرده و از هدایت و رشد بازداشته است. در این میان پدر و مادر می­توانند از همان دوران کودکی فرزندانشان، دوستانی خوب و شایسته برای آنان انتخاب کنند؛ چون تجربه نشان داده است که معمولاً جوانان و بزرگسالان دوستی خود را با افرادی ادامه می­دهند که در دوران کودکی با آنان دوست بوده­اند. ( فتاحی، 1377: 281- 314)

بنابراین:خانواده، مدرسه، کارگزاران تربیتی و سیاست­گذاران فرهنگی، هرکدام به سهم خود می­توانند در پیش­گیری از فریب خوردن جوانان و افتادن آنان در دام افراد و جریان­های ضدمذهبی، نقش مؤثر ایفا کنند.

نقش خانواده در تربیت، از همان دوران کودکی پدیدار می­شود که به ایجاد فضای گرم و صمیمی در خانواده بر می­گردد. هم­چنین مدرسه با ارایه برنامه­های سالم و تقویت باورهای دینی دانش آموزان می­تواند نسلی مذهبی و غیر وابسته به جریان­های ضدمذهبی، به جامعه تحویل دهد. سیاست­گذاران فرهنگی نیز می­توانند با ایجاد فضای مناسب و ساخت مراکز فرهنگی، ورزشی و تفریحی، اوقات فراغت جوانان را پر سازند و از انحراف آنان پیش­گیری کنند.

نتیجه

بر اساس آنچه که ذکرش به میان آمد باید گفت برای بهره مندی از این سرمایه­ی عظیم (جوانی) که تمام دوره­ی حیات آدمی با بکار گیری صحیح آن معنا پیدا می­کند باید تلاش کرد تا آسیب های که فرا روی جوانان قرار دارد را شناسایی نمود وبا آسیب زدایی بستر تکامل و شکوفایی استعداد و قابلیت او را فراهم کرد. و گرنه دشمنان همواره در کمین­اند تا با بهره گیری از راه­کارها و روش­های متعدد، نسل جوان جامعه را نابود نمایند.

نوشتن دیدگاه


FacebookTwitterRSS Feed

بنیاد علمی - فرهنگی صبا

«بنیاد علمی - فرهنگی صبا» نهادی وابسته به مجموعه ای از استادان و محصَلان جوان حوزه و دانشگاه است که مستقل از هر دولت، جناح یا حزبی و با علم به نا به سامانی های انبوه جامعه افغانستان، با درک الزامات امروزین زندگی و با آگاهی به نیازهای متنوع مردم زجر دیده خویش، در سال 1389 خورشیدی تشکیل شده و جهت فعالیت های علمی - اجتماعی آن در راستای ارتقای اندیشه، اعتلای عقلانیت، تحکیم عقلانی بنیان های ارزشی، آگاهی بخشی عامه و حراست از میراث های فرهنگی کشور، پاسداری از عنعنات، رسوم و افتخارات ارزشمند ملی سامان یافته است که نشر فصلنامه «سخن صبا» و مدیریت سایت «سروش صبا» و نیز برگزاری همایش های علمی و تحلیلی، در جوار سایر فعالیت های اجتماعی، علمی، تحقیقی و تبلیغی، جزئی از عمل کردهای ارزشمند اعضای این بنیاد علمی- فرهنگی است. باشد که تلاش پی گیر این جمع و پشتیبانی های قلمی و قدمی تمام فرهنگیان عزیز کشور، در زدایش ناهنجاری های مدنی، نفی خرافات و انحرافات فکری، استقرار عدالت اجتماعی، برپایی جامعه توسعه یافته دینی، ترقیم رشد و رفاه همگانی و دستیابی به عزت و اقتدار ملی مؤثر افتد.  

کلام ناب

امام علی علیه السلام: مَا أَكْثَـرَ اَلْعِبـَرَ وَ أَقَـلَّ اَلاِعْتِبَـارَ چه بسيار است پنـدها و چه اندكاند، پنـد پـذيران. نهج البلاغه/کلمات قصار 297

بازدید

003238
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
کل بازدیدها
3238
0
3238
2990501
3238
123630
3238

آی پی شما: 54.81.150.27