خانواده و تربیت

اخلاص در آموزه های اسلامی و نقش آن در تربیت

**نوشته شده توسط ali halimi**. **ارسال شده در** خانواده و تربیت

نویسنده: محمدهادی کربلایی شیونی




چکیده:

اخلاص یعنی این‌که انسان کار را برای خدا و به عشق او انجام دهد. کار برای هوای نفس برای رسیدن به مال، ثروت، مقام، حسد، طمع، حرص، افزون‌طلبی و امثال این‌ها نباشد کار را فقط برای خدا و محض رضایت او انجام دهد.

این‌گونه کار مثل شمشیر برنده هرمانعی را از سر راه برمی‌دارد و همه رنگ‌های قبیله‌ای، نژادی و نسبی دیر یا زود از بین می‌روند . آن‌چه همواره باقی است همان رنگ و صبغه الهی یعنی اخلاص و ایمان است. ارزش کار به اخلاص است و کارهای خالص هم‌چون مزرعه¬ای در نقطه مرتفع است که از خرابی سیل محفوظ است و اخلاص، انسان را در برابر بادها و توفان¬ها بیمه و نداشتن اخلاص انسان را در مسیر توفان‌ها قرار می¬دهد. چهل روز اخلاص در عمل، عامل جاری شدن حکمت از قلب به زبان است. توجه به اخلاص در آموزه¬های دینی مساله¬ای جدی است و باید مورد توجه واقع شود؛ زیرا کار و تلاش بدون انگیزه¬ی الهی ارزشی ندارد. براساس رهنمودهای قرآنی و روایت اسلامی، ایمان و اخلاص باید دائمی باشد نه موسمی و به هنگام احساس خطر؛ انسان زمانی به اخلاص می¬رسد که هیچ‌گونه پاداش مادی و عنوانی در قبال انجام عمل نخواهد و هم‌چنان باید دانست که مهم‌تر از اخلاص، حفظ آن است که کار همه برای خدا باشد تا آن¬جا که حتی اگر اندکی و یا کم‌تر از آن هم برای غیرخدا باشد، عبادت باطل و مورد اشکال است. در این پژوهش نقش اخلاص در تربیت تبیین و بررسی شده‌است. برایند آن نشان‌گر نقش محوری و کلیدی اخلاص در تربیت است. به‌عبارتی، اخلاص، بن‌مایه‌ی اصلی تربیت است.
واژه¬های کلیدی: اخلاص، اخلاص عمل، خلوص نیت، ایمان، انگیزه الهی.


مقدمه
خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»؛ جن و انس را جز برای پرستیدن و عبادتم نیافریدم. (ذاریات/ 56) به دلالت آیه¬ی مذکور هدف از خلقت انسان¬ها عبودیت است و خداوند عالم این عبودیت را کمال انسان قرار داده و کسی‌که به این مرحله می¬رسد، در حقیقت به توحید خالص دست یافته و از اسارت و وابستگی به غیرخدا کاملاً آزاد و رها گشته است.
طبق آیات و روایات، عملی ارزش دارد که پاکیزه و خالص باشد و هرقدر این اخلاص کم‌تر شود ارزش اعمال انسان هم پایین می¬آید و هرقدر بالا رود ارزش آن بیش‌تر می‌شود. پس اخلاص معیار و ملاک ارزش¬های الهی است و عامل پیروزی در دنیا و آخرت است و انسان می‌تواند با داشتن اخلاص به مقامات والایی دست یابد. لذا هم در آیات و هم در روایات معصومان(ع) تأکید بسیار درباره¬ی اخلاص شده‌است و در مورد فضیلت و اهمیت این موضوع تعبیرهای گوناگون یافت می¬شود.
درنتیجه یکی از مهم¬ترین اموری که انسان باید در تمام لحظات زندگی خویش به آن اهتمام ورزد امر خلوص در رفتار و کردار خویش است و نباید لحظه¬ای از این امر مهم غافل شود. اخلاص نشانه ی قبولی و ارزش فوق‌العاده اعمال انسان‌ها است و خداوند متعال به‌عنوان پاداش در مقابل اخلاص به انسان‌ها در دنیا حیات طیبه و در آخرت بهشت برین عطا می¬کند. از سوی هم اخلاص نقش بسزایی در تربیت دارد. در این نوشتار نگاهی به موضوع اخلاص و مفهوم آن در آموزه¬های اسلامی خواهیم داشت و به دنبال یافتن پاسخ برای این سوالات خواهیم بود که اهمیت اخلاص در قرآن چقدر است؟ معنای اخلاص چیست؟ مراتب و آثار اخلاص چیست؟ و اصولا چه تاثیر و نقشی در تربیت دارد؟
1. مفهوم شناسی
اخلاص در لغت از خَلصَ گرفته شده، در مفردات راغب آمده‌است: «خَلَصَ الخالص کالصافی إلا ان الخالص هو ما زال عنه شوبُه بعد ان کان فیه و الصافی قد یقال لما لاشرب فیه و یقال خلصه فخلص» (راغب، 1399: ذیل واژه) خالص مثل صافی است با این فرق که خالص آن است که آمیختگی آن از بین رفته باشد ولی صاف گاهی به آن می¬گویند که اصلا آمیختگی ندارد. اما در اصطلاح اخلاص در عمل به معنای انجام کار برای رضایت خداوند است.
به‌طور خلاصه منظور از خلوص نیت این است که انگیزه¬ی تصمیم گیری، تنها خدا باشد و بس؛ ممکن است کسانی دارای اراده¬های محکم برای انجام مقاصدی باشند ولی انگیزه آن¬ها رسیدن به اهداف مادی باشد اما سالکان راه خدا کسانی هستند که اراده نیرومند آنان آمیخته با خلوص نیت و برخاسته از انگیزه¬های الهی است.
2. اخلاص از منظر قرآن و سنت
در آیات قرآن مجید و روایات اسلامی و کلمات معصومان(ع) سخن از اخلاص نیت به میان آمده و عامل اصلی پیروزی در دنیا و آخرت شمرده شده‌است و اصولا از نظر اسلام هرعملی بدون اخلاص نیت بی‌ارزش است در آیات متعددی از قرآن، سخن از مخلِصان، خالصان یا مخلَصان (خالص شدگان) به میان آمده و آن¬ها را با تعبیرات گوناگون و پرمعنا توصیف و تمجید می‌کند، از جمله در آیه «فادعوا الله مخلصین له الدین و لو کره الکافرون»؛ تنها خداوند یگانه را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید هرچند کافران ناخشنود باشند. (غافر/ 14)
1-2. اخلاص در انفاق
دو واژه¬ی «جود» و«سخاوت» که در مقابل بخل است غالبا در یک معنی استعمال می-شود، ولی گاه از بعضی کلمات استفاده می¬شود که جود مرحله بالاتر از سخاوت است. جود و سخاوت از فضایل مهم اخلاقی است، هراندازه بخل نشانه پستی و حقارت و ضعف ایمان و فقدان شخصیت است، جود و سخاوت نشانه¬ی ایمان و شخصیت والای انسان است. قرآن کریم در توصیف این صفات به بیان حکایتی از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) این‌گونه می‌پردازد:
«و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا»؛ و غذای (خود) را با این‌که به آن علاقه (و نیاز) دارند به مسکین و یتیم و اسیر می¬دهند و می¬گویند ما شما را به‌خاطر خدا اطعام می¬کنیم. هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی¬خواهیم. (انسان/ 7-8) در آیه مورد بحث سخن از بزرگوارانی است که غذای خود را در حالی‌که شدیدا به آن نیاز داشتند به مسکین و یتیم و اسیر دادند، بدون این‌که هیچ انتظار پاداش و تشکری داشته باشند، روایات فراوانی از شیعه و سنی حکایت از این دارد که این آیات در فضیلت اهل‌بیت(ع) نازل شده‌است.
مرحوم علامه امینی در الغدیر، 34 نفر از علمای معروف اهل‌سنت را نام می¬برد که این مطلب را با ذکر نام کتاب و صفحه، در کتاب¬های خود آورده‌اند. (امینی، ؟: ج3، 107)
بنابراین، حدیث مزبور در میان اهل‌سنت مشهور بلکه متواتر است و علمای شیعه اتفاق نظر دارند که همه یا بخش قابل ملاحظه‌ی از سوره دهر درباره اهل‌بیت پیامبر(ع) نازل شده‌است. دقت در آیات سوره دهر نشان می¬دهد که خداوند چگونه از این سخاوتمندان ایثارگر مدح و ستایش کرده و عمل آن‌ها را ستوده و بالاترین پاداش را برای آن‌ها قرار داده‌است، در یک جا از آن‌ها به‌عنوان ابرار و در جای دیگر عبادالله و بندگان خالص خدا یاد کرده است.
2-2. اخلاص، سبب در امان ماندن از شیطان
در آيه 24 سوره يوسف، هنگامى‌كه سخن از حمايت الهى در برابر وسوسه¬هاى خطرناک همسر عزيز مصر به ميان مى¬آورد، مى¬فرماید:«كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الفَحْشاءَ اِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصين»؛ اين چنين كرديم، تا بدى و زشتى را از او دور سازيم؛ چرا كه او از بندگان مخلَص ما بود.
هنگامى‌كه انسان به اين مرحله برسد ديگر در برابر وساوس شياطين و هواى نفس بيمه خواهد شد و طمع شيطان از او بريده مى شود، و شيطان در برابر اين افراد رسماً اظهار عجز مى¬كند.
اين‌جاست كه از خوان نعمت الهى بى‌حساب بهره مى‌گيرند و توصيف آن‌ها درباره صفات جلال و جمال پروردگار، رنگ توحيد خالص به خود مى‌گيرد و طبيعى است كه در قيامت نيز بدون حساب وارد بهشت مى‌شوند؛ چرا كه حساب خود را در اين جهان صاف كرده‌اند.
3-2. اخلاص، اساس تمام ادیان آسمانی
در آيه 5 سوره بيّنه مى‌خوانيم: «وَ مااُمِرُوا اِلاّ لِيَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ و َ يُقيمُوا الصَّلوةَ وَ يُؤتُوا الزَّكوةَ وَ ذلِكَ دِيْنُ الْقَيِّمَةِ»؛ به آن‌ها دستورى داده نشده بود جز اين كه خدا را بپرستند در حالى‌كه دين خود را خالص كنند و از شرک به توحيد باز گردند، نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند و اين است آيين مستقيم و پايدار.
با توجّه به اين‌كه دين مفهوم گسترده‌ى دارد كه عقايد و اعمال و درون و برون را همگى شامل مى‌شود و با توجّه به اين‌كه ضمير در «ما اُمروا» به همه پيروان مذاهب آسمانى برمى‌گردد و با توجّه به اين‌كه اخلاص و نماز و زكات در آيه به‌عنوان تنها دستورهاى الهى به همه آن‌ها است، اهمّيّت اين موضوع كاملاً روشن مى‌شود و اين تعبير نشان مى‌دهد كه همه دستورهاى الهى از حقيقت توحيد و اخلاص سرچشمه مى‌گيرد.
در جاى ديگر همه مسلمان‌ها را مخاطب ساخته و مى‌فرماید: «فَادْعُوا اللّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوكَرِهَ الكافِرُون»؛خداوند [يگانه] را بخوانيد و دين خود را براى او خالص كنيد، هرچند كافران ناخشنود باشند. (غافر/ 14) از اين آيات و آيات متعدّد ديگر كه همين معنى را مى‌رساند به‌خوبى استفاده مى‌شود كه اخلاص اساس دين و شالوده محكم و ركن ركين آن است.
4-2. اخلاص در روایات اهل‌بیت(ع)
مسأله خلوص و اخلاص در نيّت و اعتقاد و اخلاق و عمل، از مهم‌ترين گام‌ها و اساسى‌ترين پايه‌هاى تهذيب نفس و سير و سلوك الى‌اللّه است. اين همان است كه اميرمؤمنان امام على(ع) طبق بعضى از خطب نهج‌البلاغه بدان اشاره كرده و در توصيف بندگان شايسته پروردگار مى‌فرمايد:«قَدْ اَخْلَصَ لِلّهِ فَاسْتَخْلَص»؛ [يكى از صفات برجسته آنان اين است كه] خويش را براى خدا خالص كرده، و خداوند خلوص او را پذيرفته و به مرحله نهايى رسانيده‌است .(نهج‌البلاغه، خطبه 87)
به همين دليل درباره پيغمبراكرم(ص) در حديثى چنين آمده است:«فَعِنْدَ ذلِكَ اِسْتَخْلَصَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِنُبُوَّتِهِ وَ رِسالَتِهِ مِنَ الشَّجَرَةِ الْمُشَرَّفَةِ الطَيِّبَةِ ... مُحَمَّداً(ص) اُختَصَّهَ لِلّنُبُوَّةِ وَ اصطَفاهُ بِالِرّسالَةِ»؛ در اين هنگام خداوند بزرگ محمد(ص) را براى نبوّت و رسالتش از شجره پر ارزش پاک برگزيد و خالص گردانيد. (مجلسى، 1403: ج 14، 520) در حديث ديگرى كه از بعضى معصومان(ع) روايت شده‌است: «وَجَدتُ اِبْنَ آدَمَ بَيْنَ اللّهِ وَ بَيْنَ الشَّيطانِ فَاِنْ اَحَبَّهُ اللّهُ تَقَدَّسَتْ اَسمائَهُ، خَلَّصَهُ وَ اسْتَخْلَصَهُ وَ اِلاّ خَلّى بَيْنَهُ وَ بَيْنَ عَدُوِّهِ»؛ فرزند آدم را در ميان خدا و شيطان مى‌بينم، اگر خداوند متعال او را [به سبب تلاش و كوشش در راه اخلاص] دوست دارد، خالص و مخلصش مى‌سازد وگرنه او را در برابر شيطان رها مى‌سازد. (همان، ج5، 55)
3. عوامل مؤثر در پیدایش اخلاص
از جمله عوامل و زمینه¬های پیدایش اخلاص، عدم شیفتگی به دنیاست که در روایتی آمده‌است: عن سفیان بن عینیه عن ابی عبدالله(ع) قال سألته عن قول‌الله عزوجل:«إلا من أتی‌الله بقلب سلیم» قال: «القلب السلیم الذی یلقی ربه و لیس فیه احد سواه قال و کل قلب فیه شرک أو شک فهو ساقطٌ و إنما أرادوالزهد فی الدنیا لتفرغ قلوبهم للاخره.»؛ از سفیان عینیه نقل می‌شود از حضرت صادق(ع) که درباره این آیه پرسیدم جز کسی‌که با دلی پاک (از شرک و گناه) به نزد خدا آید و فرمودند: دل سالمی‌که پروردگارش را دیدار می¬کند و کسی جز او را به خود راه نمی¬دهد فرمود: و هر دلی‌که در آن شرک یا تردیدی باشد، فرو افتاده است و همانا آنان (اولیای خدا) پارسایی در دنیا را برگزیدند تا دل‌های شان فقط برای سرای واپسین باشد. (کلینی، ؟: ج2، 16) از روایات معصومان چنین بر می-آِید که کثرت عمل ملاک نبوده و توجه تام و تمام به آخرت و نیت صادق موجب رسیدن به اخلاص است. چنان‌که آمده عن سفیان بن عینیه عن ابی عبدالله(ع) فی قول‌الله عز و جل «لیبلوکم ایکم احسن عملا» قال لیس یعنی اکثر عملا و لکن أصوبکم عملا و إنها الإصابه خشیه الله و النیه الصادقه و الحسنه و ثم قال الإبقاء علی العمل حتی یخلص اشد من العمل. (همان)
سفیان عینه ازامام صادق(ع) درباره این آیه تا بیازمایدتان که کدام تان نیکوکارتر هستید (هود/70) روایت کرده که فرمودند: مقصود کثرت عمل نیست بلکه درست‌کارترین است و همانا درست‌کار، پروای خدا و نیت راست و نیکی است. پس فرمود: پایداری برکردار تا خالص شدنش ، دشوارتر از خود کردار است.
4. مراتب اخلاص
اخلاص و پاکیزه نمودن عمل از غیرخدا مراتبی دارد. هرچه درجه اخلاص بیش‌تر باشد، عمل ارزش بیش‌تری نزد خدا پیدا می‌کند، به هدف و مقصد نزدیک‌تر شده و شخص را زودتر به کمال مطلوب خود می‌رساند و هرچه درجه اخلاص کم‌تر باشد، به همان اندازه از ارزش عمل کاسته شده و شخص از کمال مطلوب باز می‌ماند و از این رهگذر درجات مؤمنان در نزد خدا متفاوت خواهد بود. اینک برای رعایت اختصار، سه مرتبه از مراتب اخلاص را ذکر می‌کنیم.
الف. خالص کردن عمل به دلیل ترس از عذاب روز قیامت که گرچه عمل مخلصانه است، اما این نوع عبادت، عبادت بردگان است.
ب: اخلاص در عمل برای رسیدن به بهشت و آنچه در آن است مثل حورالعین با قصرهای بهشتی و مانند آن که این گونه مخلصانه عمل کردن نیز روش اجیران است.
ج: تصفیه عمل از هر نوع شایبه ای اعم از طمع به بهشت، ترس از جهنم، رضای مخلوق و جلب قلوب آنها، طمع به مقاصد دنیوی و مانند آن، که فقط منظور رضایت خداست. این مرتبه که بالاترین مراتب اخلاص می باشد، از آن کسانی است که غرق در محبت، عظمت و جمال الهی هستند و خدا را سزاوار پرستش یافته، عبادتش می کنند و این عبادت آزادگان است .
5. نقش اخلاص در تربیت انسان
بدون شک، اخلاص به اعمال انسان ارزش و اهمیت ویژه¬ای می¬بخشد و انسان¬ها را در دنیا و آخرت رستگار می¬سازد؛ زیرا اخلاص یعنی خلوص نیت در عمل یعنی انگیزه‌ی ما فقط و فقط رضای خدا باشد. اخلاص انسان را می‌سازد و خدایی تربیت می‌کند؛ زیرا ممکن است بعضی وقت‌ها انسان با مشقت و اراده‌ی قوی عملی را انجام دهد، ولی در آن عمل انگیزه‌ی مادی داشته باشد و رضای خدا نباشد لذا به همین خاطر در آیات قرآن اهمیت زیادی به اخلاص داده شد و اخلاص عامل موفقیت در دنیا و آخرت شمرده شده‌است . چنان‌که در قرآن می‌خوانیم: «قل انی امرت ان اعبد الله مخلصا له الدین»؛ بگو من مأمورم خدا را پرستش کنم در حالی‌که دینم را برای او خالص کرده باشم. (زمر/ 11)
در این آیه به پیامبر اکرم(ص) دستور قاطع داده شده که دینت را برای پروردگار خالص کن. از این‌رو، است که هیچ عملی بدون اخلاص ارزش ندارد پس هرکس که خدا اعمالش را بپذیرد و از او راضی باشد او مخلص است و هرکه را نپذیرد مخلص نیست هرچند که اعمالش بسیار باشد لذا معلوم می‌شود که با توجه به اهمیت و ارزشی‌که اخلاص دارد آن را شرط قبولی اعمال دانسته‌اند پس معلوم می‌شود که برای پیروزی و نیک بختی در هردو عالم ، چاره‌ای جز داشتن اخلاص نیست نداشتن اخلاص در اعمال و رفتارمان مساوی با خسران مبین است چرا که عدم اخلاص مساوی با قراردادن شریک برای خداست لذا انسان باید در هرعملی و در هررفتاری این توجه را داشته باشد که انگیزه او چیست؟ و برای چه کسی این عمل را انجام می‌دهد؟ تا بتواند با داشتن خلوص نیت رضای خدا را کسب کند.
6. آثار اخلاص
برخی از آثار ارزنده ای که با اخلاص بر زندگی انسان مترتب می شود و در آیات و روایات به آن اشاره شده عبارتند از :
1-6. تقرب به خدا:«فمن کان یرجوا لقاالله رتبه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا»؛پس هرکس امید دارد لقای پروردگار خویش را باید کرداری شایسته بکند و شریک نگرداند در پرستش پروردگار خویش کسی را (کهف/ 110)
2-6. مصونیت از فریب شیطان: انسان‌هایی‌که اخلاص را کسب می‌کنند این اخلاص شان باعث می‌شود که در دام شیطان نیفتند و از فریب او در امان بماند و در مقابل وسوسه‌های شیطان بایستد. این اخلاص است که وقتی انسانی در زندگی به وسوسه‌های خطرناک شیطان مبتلا می‌شود، می‌تواند همانند سپری حافظ انسان باشد و حمایت الهی را متوجه انسان سازد و اگر این حمایت الهی نباشد محال است که انسان بتواند خودش را از این مهلکه‌ها نجات دهد. خداوند عالم در مورد حضرت یوسف(ع) می‌فرماید:«کذلک لنصرف عنه السوء و الفحشاء انه من عمادنا المخلصین»؛این چنین کردیم تا بدی و زشتی را از او دور سازیم؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود. (یوسف/ 24)
3-6. دورشدن غم و اندوه: انسان‌هایی که مخلص هستند در زندگی هیچ بیم و اندوهی ندارند چون یقین دارند که هیچ چیز در این عالم مؤثر نیست جز خداوند سبحان لذا حزن و اندوهی در این ها راه پیدا نمی کند چنان چه خداوند عالم در توصیف و تمجید مخلصین می فرماید: «ألا إنَّ اولیاءالله لاخوف علیهم و لا هم یحزنون»؛ همانا دوستان خدا نیست برایشان بیمی و نه اندوهی. (یونس/ 62)
4-6. توجه به خواست خدا: اگر بدانیم که دل‌های مردم به دست خداست و او مقلب‌القلوب است، کار را برای خدا انجام می‌دهیم و هرکجا نیاز به حمایت‌های مردمی داشتیم از خدا می‌خواهیم که محبوبیت و جایگاه لازم را در دل مردم و افکار عمومی نصیب ما بگرداند.
حضرت ابراهیم در بیابان‌های گرم و سوزان حجاز، پایه‌های کعبه را بالا برد و از خداوند خداست دل‌های مردم به سوی ذریه‌اش متمایل گردد. هزاران سال از این ماجرا می‌گذرد و هرسال میلیون‌ها نفر عاشقانه، پرهیجان‌تر از پروانه، دور آن خانه طواف می‌کنند. چه بسا افرادی که برای راضی کردن مردم خود را به آب و آتش می‌زنند، ولی بازهم مردم آنان را دوست ندارند و چه بسا افرادی که بدون چشم داشت از مردم، مادیات، نام، نان و مقام دل به خدا می‌سپارند و خالصانه به تکلیف خود عمل می‌کنند، اما در چشم مردم نیز از عظمت و کراماتی ویژه برخوردارند. بنابراین، هدف باید رضای خدا باشد و رضای مردم را نیز از خدا بخواهیم.
5-6. توجه به الطاف خدا: راه دیگری که ما را به اخلاص نزدیک می کند یاد الطاف خداوند است فراموش نکنیم کا ما نبودیم، از خاک و مواد غذایی نطفه ای ساخته شد و در تاریکی های رحم مادر قرارگرفت. مراحل تکاملی را یکی پس از دیگری طی کرد و به صورت انسان کامل به دنیا آمد، در آن زمان هیچ چیز نمی دانست و تنها یک هنر داشت و آن مکیدن شیرمادر، غذایی کامل که تمام نیازهای بدن را تامین می کند شیرمادر همراه با مهر مادری ، مادری که بیست و چهارساعته در خدمت او بود آیا هیچ وجدان بیداری اجازه می دهد که بعد از رسیدن به آن همه نعمت، قدرت و آگاهی سرسپرده دیگران شود؟ چرا خود را به دیگرانی که نه حقی برما دارند ونه لطفی به ما کرده اند بفروشیم.
6-6. توجه به علم و قدرت خداوند: اگر بدانیم تمام قدرت¬ها، رزق و روزی¬ها به دست اوست ، هرگز برای کسب عزت، قدرت و روزی به سراغ غیر او نمی¬رویم، اگر توجه داشته باشیم که با اراده خداوند، موجودات خلق می¬شوند و با اراده او همه چیز محو می-شود، اگر بدانیم او هم سبب ساز است هم سبب سوز یعنی درخت خشک را سبب خرمای تازه برای حضرت مریم(س) قرار می¬دهد و آتشی را که سبب سوزاندن است، برای حضرت ابراهیم گلستان می¬کند به غیر او متوسل نمی¬شویم. صدها آیه و داستان در قرآن، مردم را به توجه به قدرت نمایی خداوند دعوت کرده تا شاید مردم دست از غیر او بکشند و خالصانه به سوی او بروند.
7-6. توجه به برکات اخلاص: انسان مخلص تنها یک هدف دارد و آن رضای خداست و کسی‌که هدفش تنها رضای خدا باشد، نظری به تشویق این و آن ندارد، از ملامت‌ها
نمی‌ترسد، از تنهایی هراسی ندارد، در راهش عقب نشینی نمی‌کند، هرگز پشیمان
نمی‌شود به‌خاطر بی‌اعتنایی مردم ، عقده‌ی نمی‌شود ، یأس در او راه ندارد ، در پیمودن راه حق کاری به اکثریت و اقلیت ندارد.
قرآن می¬فرماید: رزمندگان مخلص باکی ندارند که دشمن خدا را بکشند یا در راه خدا شهید شوند. حضرت امام حسین(ع) در آستانه سفر به کربلا فرمود: ما به کربلا می‌رویم، خواه شهید شویم، خواه پیروز؛ هدف انجام تکلیف است. (همان)
8-6. توجه به بقای کار: کار که برای خدا باشد باقی و پابرجا می¬ماند چون رنگ خدا به خود گرفته و کار اگر برای خدا نباشد تاریخ مصرفش دیریا زود تمام می¬شود. قرآن می-فرماید:«ما عندکم ینفذ وما عندالله باق» (نحل/ 96) هیچ عاقلی باقی را بر فانی ترجیح نمی¬دهد و با آن معامله نمی¬کند.
7. تفاوت میان مُخلِص و مُخلَص
در ابتدا اما درباره ی دین دو واژه بحث کردیم این دو واژه مخلص و مخلص از نظر لغوی و ادبیات عرب هردو اسم هستند از ریشه ی (خَلَص) در باب (افعال) مُخلص اسم فاعل است به معنای خالص کننده و مُخلَص اسم مفعول است به معنای خالص شده در آیاتی مثل «قل انی امرت ان اعبد الله مخلصا له الدین»؛ بگو! من مامورم خدا را پرستش کنم در حالی‌که دینم را برای او خالص کرده باشم. (زمر/ 11) و «لا غوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین»؛ من همه‌ی آن‌ها را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان مخلصت را (ص/ 82- 83) و نیز در آیات فراوانی از قرآن این دو واژه به چشم می‌خورد.
اما از حیث اصطلاح در این‌که چه تفاوتی بین معنای مُخلِص و مُخلَص وجود دارد سخن‌ها گفته شده‌است، ولی شاید بهترین تفسیری که در این زمینه وجود دارد این است که مخلِصان کسانی هستند که در راه خالص سازی خویشتن از هرگونه آلودگی به شرک و انگیزه‌های غیرالهی و رذایل اخلاقی گام می‌نهند و تا آن‌جا که در توان دارند پیش می‌روند یعنی در مقام مجاهده با نفس اماره در طی طریق الی‌الله و خلوص‌لله قدم بر می‌دارند، ولی وجودشان هنوز کاملا خالص نشده و مجاهده‌ی آن‌ها تمام نگشته، آن‌ها هنوز درگیر مجاهدت با نفس اماره‌اند و در کلاس‌های مختلف دین و ادب در سیرو سلوکند.
اما مُخلَصین کسانی هستند که امدادهای الهی و عنایات ربانی آخرین ناخالصی‌های وجودشان را از بین می‌برد و به لطف پروردگار از هرنظر خالص می‌شوند. در سایه‌ی این مجاهدت این¬ها به تمام پاکی و طهارت رسیده‌اند؛ پاکی در اخلاق و ملکات، در گفتار و کردار و چه در مقام ذات الهی آن¬ها از تمام مراحل عبور کرده، پاکیزه در حرم الهی راه پیدا کرده‌اند و فانی در خدا گشته‌اند، لذا دیگر وجودی ندارند تا دچار ترس و مرگ گردند و چیزی از خود ندارند که محتاج حساب و کتاب باشند؛ چرا که حساب و کتاب خود را به واسطه‌ی قدم نهادن در راه لقای حضرت معبود پس داده‌اند و پس از مرگ یک‌سره به بهشت خدا رهنمود می‌گردند چنان‌چه خداوند متعال فرمود: «فاولئک یدخلون الجنه یرزقون فیها بغیرحساب»؛ پس آن‌ها یک‌سره وارد بهشت شده و در آن‌جا بدون حساب مورد روزی‌های پروردگار قرارمی‌گیرند. (غافر/ 40)
نتیجه این‌که (مُخلَص) کسی است که خودش تلاش کرده و امر و نهی خداوند را به خاطر رضای او انجام داده و بعد از سعی و مداومت خداوند او را مستحق مخلص شدن می‌داند و یک‌نوع عنایتی به او می‌کند و او را به مقام مخلَصان می‌رساند. به دلالت «والذین جاهدوفینا لنهدینهم سبلنا»؛ آنان که بکوشند در راه ما هرآینه نشان می‌دهیم به آن‌ها راه‌های خویش را (عنکبوت/ 69) در این صورت است که شیطان هیچ‌گونه نفوذ و تصرفی در مُخلَص نمی‌تواند؛ زیرا چیزی که خداوند او را تصرف کرده هیچ چیز دیگر نمی‌تواند در او تصرف کند، ولی در مُخلِص می‌تواند تصرف کند؛ چرا که هنوز به درجه مُخلَص نرسیده، هروقت به آن درجه رسید دیگر شیطان کاری نمی‌تواند بکند.
8. امتیازات مُخلَصان بر تمام بهشتیان
از آیات سوره صافات به دست می‌آید که مخلَصان در بهشت مقام ویژه‌ای دارند و بر سایر بهشتیان امتیازاتی دارند؛ چرا که خداوند ایشان را برای خودش خالص کرده و غیر خدا کسی در آن‌ها سهمی ندارد و آن‌ها هم نیز به غیرخدا وابستگی ندارند. از جمله در سوره صافات صحبت از نعمت‌هایی است که خداوند آن‌ها را مختص مخلَصان معرفی کرده‌است از جمله «اولئک لهم رزق معلوم» (صافات/ 41) این اشاره بیان‌گر آن است که رزق مخلَصان غیر از رزق دیگران است و ایشان رزقی خاص، معین و ممتاز از دیگران دارند. معلوم است کسی‌که این صفت را دارد التذاذش به چیز دیگری است غیر از آن چیزهایی‌که سایران از آن لذت می‌برند و نیز به غیر آن چیزهایی است که سایران بدان ارتزاق می‌کنند هرچند که در ضروریات زندگی از خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها و پوشیدنی‌ها با سایران شرکت دارند.
هم‌چنین در جای دیگر از این سوره خداوند می‌فرماید: «فانهم لمحضرون الا عبادالله المخصلین»؛ پس آن‌ها احضار شدگانند مگر بندگان مخلص خدا. (صافات/ 127- 128) از این آیه این مطلب به دست می‌آید که مخلَصان بازخواست و مؤاخذه نمی‌شوند، سوال و کتابی ندارند. برای آن‌ها سوال قبر، نکیر، منکر، حشر و عرض و کتاب و میزان و صراط نیست. در حالی‌که تمام افراد انسان در پیش‌گاه عدل خدا حاضر می‌شوند و مورد سؤال قرار می‌گیرند مگر بندگان مخلَص خدا که آن‌ها به سبب مجاهدات نفسانی و اخلاص در عمل و قول و فکر از محل مواخذه و سوال عبور نموده و در جایگاه والای مخلَصان در حرم خدا وارد شده و در آن‌ها آرمیده‌اند و در حقیقت، موجودی که وجود خدا را تسلیم نموده و چیزی برای او نمانده است دیگر چگونه حضور بیابد و مورد سوال واقع شود؟ یعنی از حضور یافتن در دادگاه الهی معافند و یک‌سره به بهشت جاودان روانه می‌شوند.
9. مقایسه پاداش¬ها
در پاداش مردم، انواع محدودیت‌ها وجود دارد مثلا اگر مردم بخواهند پاداش یک پیامبر را بدهند بهترین لباس، غذا و مسکن را در اختیار او قرار می‌دهند در حالی‌که همه‌ی این نعمت‌ها محدودیت دارد و برای افراد نااهل نیز پیدا می‌شود، نااهلان هم می‌توانند انواع زینت‌ها، کاخ، باغ و مرکب‌های مجلل شخصی داشته باشند، اما اگر کار برای خدا باشد، پاداشی بی‌نهایت در انتظار است، پاداش‌های مادی و معنوی، در این‌جا نیز اگر درست فکر کنیم، عقل به ما اجازه نمی¬دهد که پاداش¬های بی‌نهایت و جامع را با پاداش‌های محدود بشری عوض کنیم. راه خدا راه خلوص در ذات است. انسان تا مخلص نشود به خدا نمی‌رسد. مقدمه¬ی پاک شدن ذات آدمی به دست پروردگار و تربیت او، این است که انسان اعمال خویش را از هرگونه شرک و ریا پاک کند. اخلاص در عمل زمینه ساز خلوص ذات است و مخلِص بودن مقدمه مخلَص شدن است. اخلاص در سلوک یعنی از ابتدا مخلصانه در راه قدم گذاشتن و اصل سلوک را برای خدا آغاز کردن و ادامه دادن اخلاص در سلوک یعنی یکایک اعمال سلوک را برای خدا انجام دادن.
سلوک یعنی فقط به سوی خدا رهسپار بودن، فقط دم از خدا زدن، فقط با خدا زیستن، سلوک یعنی از هرگونه دوبینی بیزار بودن و تنها با حضرت دوست، یاربودن چیزی که حقیقتش دین است با ریا در تناقض است.
البته اخلاص مانند همه فضایل اخلاقی، تدریجاً به دست می‌آید و تقویت می‌شود. وانگهی نقش بسزایی در تربیت، ساخته شدن و مخلَص شدن دارد. از نظر علمی راه دستیابی به اخلاص، تفکر در بی‌اعتباری دنیا، تأمل در حقانیت مرگ، اندیشیدن در عظمت پروردگار و حقارت و کوچکی ما در برابر او و نیز تأمل در نعمت‌هایی‌که خدا به آدمی ارزانی داشته است می‌باشد. از نظر عملی و رفتاری سعی در کتمان کارهای نیک، رفت و آمد و نشست و برخاست با اهل اخلاص و زهد در دنیا و مراقبه است.
نتیجه
از آن‌چه که گذشت معلوم شد اخلاص به‌معنای صاف بودن شیء از هرگونه آلودگی است و در دین اسلام اهمیت اخلاص تا آن‌جا است که آن را شرط قبولی عبادت و قبولی اعمال دانسته‌اند؛ یعنی اگر اخلاص نباشد عبادت انسان و اعمال او قبول نمی‌شود. یعنی اگر اخلاص بود نماز و سایر اعمال قبول می‌شود و اگر اخلاص نباشد نماز که قبول نشود سایر اعمال انسان نیز رد می‌شود. از این‌رو، می‌توان گفت: اخلاص نقش مهم و تاثیر بسزایی در تربیت انسان دارد و انسان را مخلَص می‌سازد. اخلاص آن قدر اهمیت دارد که به انسان سفارش شده است که باید مواظب باشد که شیطان در اعمالش نفوذ نکند و تمام اعمال خود را با اخلاص کامل و بدون شک و ریا انجام دهد.
در این صورت است که شیطان هیچ‌گونه نفوذ و تصرفی نمی¬تواند داشته باشد و در این صورت است که اعمال انسان مورد قبول بارگاه الهی واقع می¬شود و انسان می¬تواند به قله¬های کمال و معنویت برسد و این انسان می¬تواند جامعه خود را هم نجات دهد و این انسان یک چراغ روشنی است که در جامعه می¬درخشد و جامعه را بهره‌مند می¬کند.

منبع: فصلنامه سخن صبا، 1401، ش44

**اشکال یابی جوملا**

**جلسه**

**اطلاعات مشخصات**

**حافظه استفاده شده**

**پرس و جو پایگاه داده**

**ایرادات بارگذاری در فایل زبان**

**فایل زبان آپلود شده**

**رشته ترجمه نشده**