فصلنامه «سخن صبا»

 «سخن صبا» شماره 17

«سخن صبا» شماره 15-16

«سخن صبا»شماره14

ویژه نامه انتخابات1393 

«سخن صبا» شماره 5

ویژه نامه رهبر شهید(ره)

«سخن صبا» شماره 21-22

«سخن صبا» شماره 23

 جنبش روشنایی، ماهیت و اهداف

نویسنده: عبدالحکیم عادلی؛ دکتری قرآن و حقوق

جنبش روشنایی به مثابه زیباترین رویداد تاریخ افغانستان مطرح است که  به وسیله میلیون‌ها انسان آگاه و پرسش‌گر در قرن 21 رقم خورد. جنبش روشنایی، جنبش مدنی، مردمی با خواست و مطالبه حقوق شهروندی توسط مردم برای تأمین مقاصد جایز و صلح آمیز، بدون حمل سلاح، مطابق با ماده سی و ششم قانون اساسی افغانستان به راه افتاد. راهی را که جنبش برای به‌دست آوردن حقوق مدنی در پیش گرفته بود  پذیرفته‌‌ترین و منطقی‌ترین راه مبارزه در عصر کنونی است: اعتراض مدنی، برپایی خیمه‌ی تحصن، تظاهرات مسالمت آمیز و تقدیم گل به تفگنداران ارگ و سپیدار، جاروب زدن خیابان‌ها و کوچه‌های محل تظاهرات و امثال آن. زیباییهای این حرکت مردمی در قلب طپنده آسیا آنچنان گسترده، فراگیر و شگفت‌آور بود که جهان را به تعجب و تحسین واداشت و حکومت وحدت ملی نیز در تاریخ 27 ثور به مدنی بودن و سلامت این حرکت، لب به اعتراف گشوده و آن را تحسین کرد!

از آن­جای که عدالت مرز نشناس است، جنبش روشنایی به خاطر تعقیب اهداف والای عدالت، خیلی زود فرازمانی و مکانی شد و تقریبا در سراسر جهان مورد حمایت و حرکت مشابه مردم آگاه افغانستان قرار گرفت و این چیزی بود که لرزه بر اندام نحیف حکومت وحدت ملی انداخت و خود را در برابر این خواست مشروع و منطقی، ناتوان احساس کردند. برخورد حکومت وحدت ملی در روز 2 اسد را می­توان اوج درماندگی دولت، در طول تاریخ دموکراسی با یک جنبش مدنی نام برد؛ بیش از 85 نفر جوان تحصیل­کرده، آگاه و دردمند که برای تحقق عدالت، تأمین امنیت و تضمین حقوق مدنی در کابل دست به مظاهره آرام زده بودند، در خاک و خون غلطیده و مجروح گشتند، صدها خانواده در مرگ کسانی مویه کردند که به جرم عدالت­خواهی و حق­طلبی پا به میدان دهمزنگ نهاده بودند.

 اسناد و مدارک نشان­گر این واقعیت تلخ است که محافظان امنیت با رنجرها و امکاناتی که برای نظم و امنیت مردم آمده بودند اولین کسانی بودند که بعد از حادثه پا به فرار گذاشتند و این نشان­گر این مطلب است که «خون در همه جا یک رنگ نیست» جمعی برای عدالت به قربانگاه می­روند و جان می­دهند و برخی برآن نظاره می­کنند و چشم فروهشته از کنار آن می­گذرند! این است آن گسست نامیمونی که هنوز عمیقا در جامعه خراب آباد افغانستان ریشه دوامدار دارد. دهمزنگ آزمون تاریخ و دو روی یک سکه است؛ یک روی آن شعور، اگاهی، زیبایی، روشنایی و حق طلبی و روی دیگری آن زشتی، پلیدی و خود پرستی است. در مورد ماهیت و اهداف جنبش نکاتی یادآروی می‌شود:

1ـجنبش روشنایی در تداوم خط عدالت­خواهی به رهبری قائد شهید مزاری(ره)، شکل گرفته است. بدون شک مزاری در افغانستان به عنوان پیشاهنگ و علم بردار عدالت اجتماعی و تأمین حقوق سیاسی و مدنی ملیت‌های محکوم در کشور مورد پذیرش همگان قرار گرفته است و نسل بیدار و آگاه امروز مزاری را به عنوان فریادگر آزادی، حق­طلبی و عدالت­خواهی می­شناسند. مزاری با تمام ایمان و باور، عدالت را فریاد زد و سرانجام هم به جرم عدالت­طلبی به شهادت رسید. تشییع جنازه او در هوای سرد زمستان 1373ش، از غزنی تا یکاولنگ و از یکاولنگ تا مزار شریف نشان داد که او مردمی­ترین رهبر تاریخ معاصر است و می‌تواند خون حیات و زندگی را در شریان جامعه تزریق کند و بعد از مرگش جنبش میلیونی روشنایی را راهبر و پیشوا باشد. مردم ما به خوبی درک کرده اند که راه مزاری، راه خدا و انسانیت است. و پیروی از مزاری پیروی از حق، عدالت، آزادی ، کرامت انسانی، احترام به انسانیت و  تمامی خوبی­ها و ارزش­های انسانی است. راستی تا خون مزاری در رگ­های تاریخ جریان دارد، روح مقاومت بر ضد همه­ی زشتی­ها، ناپاکی‌ها، تجاوز‌ها، انحصارگری‌ها، تبعیض‌ها و نظام­های فرعونی، ادامه خواهد داشت. جنبش روشنایی گوشه­ی از دریای بی­کران و اقیانوس عظیم  عدالت­خواهی مزاری است.

ما را مترسانید در ما شعله جاری است        در رگ رگ هر شخص ما خون مزاری است

2- مردم ما در گذر زمان  مورد انواع ظلم و بی‌عدالتی قرارگرفته‌اند. این ستم‌ها، خاستگاه مختلفی چون فرهنگ، تبار، نژاد، و مذهب داشته است. حاکمان گذشته افغانستان با اساسی­ترین اصل حقوق بشر یعنی تساوی اقوام و نژادها مخالف بودند و سنگ زیرین بی­عدالتی و تبعیض نژادی و مذهبی را تشنگان قدرت و ثروت، پایه ریزی کرد‌ند و به این جرم بیش از نصف مردم ‌ما قتل عام گردید. در روزگارما، افغانستان هرچند با گذشته‌‌ی تاریک فاصله‌ای بسیار گرفته است. اما مجموعه رویدادها و رفتار‌ها نشان می‌دهد که  هنوز سایه آشکار تبعیض روح و روان مردم ما را می­آزارد. گروگان­گیری 31 تن به جرم هزاره بودن در شاه­ راه قندهار کابل و عدم اقدام جدی و به موقع دولت، رویداد حادثه جلریز و تقصیر و قصور دولت، فاجعه تبسم و قضاوت یک سویه دولت و خلع سلاح یک طرف درگیر و خلق فاجعه. تغییر مسیر لاین 500 کیلوولت توتاب از مسیر بامیان- میدان وردک الی کابل به مسیر سالنگ، و رخداد جنایت علیه بشریت در 2 اسد 1395 و عدم تأمین امنیت شهروندان از سوی حکومت وحدت ملی و  صدها نمونه دیگر. نشان­گر این واقعیت تلخ است که هنوز اراده جدی برای رفع تبعیض و بی‌عدالتی و انکشاف متوازن به وجود نیامده است.

 مطابق مادۀ ششم قانون اساسی افغانستان«دولت به ایجاد یك جامعه مرفه و مترقی بر اساس عدالت اجتماعی، حفظ كرامت انسانی، حمایت حقوق بشر، تحقق دموكراسی، تأمین وحدت ملی، برابری بین همه اقوام و قبایل و انكشاف متوازن در همه مناطق كشور مكلف می باشد.» بایسته آن بود که بعد از حضور پرشور و گسترده مردم ما در انتخابات و وعده­های حاکمان به شکستن زندان طبیعی مناطق مرکزی، قلب مالامال از عشق به مردم می­یافت و لی دریغ که حکومت وحدت ملی و در رأس آن رئیس جمهور نه تنها به مکلفیت‌های قانونی، شرعی و انسانی اش متعهد نشد که  با سیاست اتلاف وقت و اما و اگرها در تأمین حقوق مدنی و طبیعی این مناطق، عملا اقوام ساکن در افغانستان را در برابر هم قرار داد. به نظر می رسد مادام که فکر و فرهنگ حاکمان از اسارت فرهنگ‌ و روحیه‌ی قبیله­گرایی و قوم سالاری رهایی نیابد، سایه شوم تبعیض همچنان پایدار خواهد ماند.

3ـ اهداف جنبش روشنایی، فراقومی، فرامذهبی و تغییر وضع موجود است. از آن­جائی که در حرکت رو به پیش جنبش‌روشنایی و مطالبات عدالت­خواهی این جنبش توقفی وجود ندارد تا رسیدن به هدف، راه پر پیچ و خم و دشواری در پیش است و جنبش ناگزیر است که خود را برای پیمودن این راه دشوار و اهداف دراز دامن آماده کند.

پیام شهیدان جنبش روشنایی، روشنایی، نور و عدالت است. «عدالت» آرمان مشترک همه افغان­ها و تمامی بشریت است. درد اصلی و مشترک در افغانستان «برق» نیست بلکه «فرق» است از این‌رو، مسأله توتاپ نمی­تواند مطالبه دوامدار جنبش روشنایی باشد. حکومت وحدت ملی اگر مسیر لین 500کلیوولت را از مسیر بامیان- میدان وردک به کابل بپذیرد که باید بپذیرد، حرکت اعتراض آمیز تا تغییر وضعیت موجود و تحقق آرمان عدالت­خواهی همچنان ادامه خواهد داشت.

4- در جنبش­های آزادی بخش و روشنایی آفرین وجود و هماهنگی سه رکن اساسی برای رسیدن به مقصد امر ضروری است: 1ـ مردم 2ـ ایدئولوژی 3ـ رهبر. حرکت‌های که در افغانستان ناکام مانده اند مانند حرکت اصلاحی سید جمال، شهید اسماعیل بلخی، ابراهیم گاسوار و جنبش تبسم، لااقل فاقد یک و یا چند رکن اساسی فوق، بوده است. موفقیت جنبش عدالت­خواهی رهبر شهید در هماهنگی این سه رکن اساسی بود؛ مردم نقش اساسی را در جنبش عدالت­خواهی بازی می­کردند، راه روشن همراه با منطق و مدیریت عقلانی رهبر شهید موفقیت تداوم خط عدالت­خواهی را تضمین کرد. اما در جنبش روشنایی «مردم» یکی از ارکان جنبش روشنایی است. اما آنکه که این کاروان را به سرمنزل مقصود برساند چه کسی و یا کسانی است و بر اساس کدامین نقشه و خط مشی و ایدئولوژی این راه پرخطر را باید رفت؟ جنبش تبسم و روشنایی یک آزمون است و این آزمون نشان داد که برخی از چهره‌ها بخاطر عدم دانایی و توانایی و درک ناصواب آنان از مردم و حرکت‌های مردمی، شایستگی رهبری جنبش روشنایی را ندارد. از سوی دیگر تکیه بر احساسات و تفسیق و تحقیر دیگران و تصفیه حساب‌های داخلی، جنبش را از مسیر اصلی و اهداف والای شان دور ساخته و فرصت‌ها را تبدیل به تهدید می‌کند رهبران جنبش روشنایی بر پایه‌ی اخلاق، انسانیت، عدالت، عقلانیت و احترام متقابل و با قلب مالامال از عشق به مردم جنبش روشنایی را به سر منزل مقصود برسانند.

منبع: فصلنامه علمی، فرهنگی و اجتماعی سخن صبا - شماره 23

نوشتن دیدگاه


FacebookTwitterRSS Feed

بنیاد علمی - فرهنگی صبا

«بنیاد علمی - فرهنگی صبا» نهادی وابسته به مجموعه ای از استادان و محصَلان جوان حوزه و دانشگاه است که مستقل از هر دولت، جناح یا حزبی و با علم به نا به سامانی های انبوه جامعه افغانستان، با درک الزامات امروزین زندگی و با آگاهی به نیازهای متنوع مردم زجر دیده خویش، در سال 1389 خورشیدی تشکیل شده و جهت فعالیت های علمی - اجتماعی آن در راستای ارتقای اندیشه، اعتلای عقلانیت، تحکیم عقلانی بنیان های ارزشی، آگاهی بخشی عامه و حراست از میراث های فرهنگی کشور، پاسداری از عنعنات، رسوم و افتخارات ارزشمند ملی سامان یافته است که نشر فصلنامه «سخن صبا» و مدیریت سایت «سروش صبا» و نیز برگزاری همایش های علمی و تحلیلی، در جوار سایر فعالیت های اجتماعی، علمی، تحقیقی و تبلیغی، جزئی از عمل کردهای ارزشمند اعضای این بنیاد علمی- فرهنگی است. باشد که تلاش پی گیر این جمع و پشتیبانی های قلمی و قدمی تمام فرهنگیان عزیز کشور، در زدایش ناهنجاری های مدنی، نفی خرافات و انحرافات فکری، استقرار عدالت اجتماعی، برپایی جامعه توسعه یافته دینی، ترقیم رشد و رفاه همگانی و دستیابی به عزت و اقتدار ملی مؤثر افتد.  

کلام ناب

امام صادق علیه السلام : مَن ساءَ خُلُقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ؛ هر كه بد اخلاق باشد، خود را شكنجه دهد. گزیده تحف العقول، ح196

بازدید

003229
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
کل بازدیدها
3229
0
3229
0
3229
91291
3229

آی پی شما: 54.198.27.243