فصلنامه «سخن صبا»

 «سخن صبا» شماره 17

«سخن صبا» شماره 15-16

«سخن صبا»شماره14

ویژه نامه انتخابات1393 

«سخن صبا» شماره 5

ویژه نامه رهبر شهید(ره)

«سخن صبا» شماره 21-22

«سخن صبا» شماره 23

گفتگو با آقاي احمدي مـعاون والي غزني

در قسمت بازسازي شهر غزني يا آمادگي­هاي شهري براي تجليل از يك محفل بسيار باشكوه و تاريخي، ما از آدرس حكومت پيسه­اي دريافت نكرديم. تنها پي.آر.تي (P.R.T) سالانه حدودي بيست ميليون دالر بخاطر پيشبرد پروژه­هاي غزني و ولسوالي­ها تخصيص داده اند. البته خود آن­ها با مشوره ولايت مصرف كردند كه از جمله ساختن 60 كيلومتر جاده داخل شهر غزني، سيستم آب آشاميدني، فضاي سبز و پارك­ها، يك سلسله كارهاي صورت گرفته است. در عين حال تنها همان پروژه مركز ثقافت اسلامي به قيمت مجموعي بيست ميليون دالر از آدرس حكومت افغانستان روي دست گرفته شده است كه بخش از كار الآن عملاً جريان دارد. چون وقت كم است و فرصت­ها بسيار ناچيز است. احتمال دارد كه در فصل بهار و تابستان سال آينده چون تجليل ماه اكتبر 2013م است، ما يك سال فرصت داريم امسال اگر اين پول و پيسه مصرف شود و جمع پول و پروژه بهار و تابستان اگر تطبيق شود، امكان دارد كه اين آمادگي گرفته شود.

اشاره:

آقاي محمدعلي احمدي در ولسوالي قره باغ ولايت غزني به دنيا آمد و  پس از اتمام دروس مقدماتي در زادگاه‌اش براي ادامه تحصيل به ايران مهاجرت نموده و در رشته فرهنگ و معارف اسلامی و نيز در رشته­ي حقوق تا مقطع ليسانس به تحصيل ادامه داد. و در سال1381 براي خدمت به مردم و كشور خود، به كشور بازگشته  و بر اساس توانايي و تلاش صادقانه كه از خود بروز داده بود در بخش­هاي مختلف(فرهنگي، سياسي، اجتماعي) مسؤوليت پذيرفته و به خدمت مشغول مي‌شود از جمله: عضوگروه تأليف کتب درسي؛ مسئوليت در تدوين قانون اساسي افغانستان در بخش نظرخواهي عامه؛ مسئوليت در دورة انتخابات رياست جمهوري در نواحي کاپيسا، پروان و...؛ مسئوليت در دورة  انتخابات پارلمان وکار در مشرانو جرگه؛ مسئوليت در دفتر رياست جمهوري در بخش نظارت و ارزيابي به عنوان کارشناس؛ مسؤليت در ولسوالي مالستان در سال 1388، به عنوان ولسوال، وي هم‌اكنون به  حيث معاون والي غزني از سال 1390 تا كنون  ايفاي وظيفه مي‌كند. سلامتي و موفقيت روز افزون ايشان را از خداي بزرگ خواستاريم.

سؤال: جناب آقاي احمدي پيش از همه، از اين­كه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد تشكر مي‌نماييم. با توجه به اين‌كه در سال 2013م غزني به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام برگزيد شده است، مي‌خواستيم جناب عالي يك اطلات عمومي و معرفي اجمالي از ولايت غزني براي خوانندگان «فصلنامه سخن صبا» بيان نماييد و بفرماييد كه غزني از ولايات درجه چندم افغانستان است؟ و داراي چند ولسوالي و واحد اداري محلي است؟

جواب: بسم الله الرحمن الرحيم. با سپاس و تشكر از اين­كه دوستان فرهنگي و فرهيخته، به ما فرصت مي­دهند كه در ارتباط بعض مسايل به خصوص در ارتباط غزني صحبت شود. من در قدم اول لازم مي­دانم يك معرفي اجمالي و مختصر از غزني ارايه كنم. غزني يكي از ولايت­هاي درجه دوم افغانستان است (در بين سي و چهار ولايت) كه حدودي 130 كيلو متر از مركز پايتخت(كابل) در مسير جنوب قرار دارد و داراي جمعيت حدود  يك ميليون و چهار صد هزار تا يك ميليون و پانصد هزار نفرمي باشد. اين جمعيت در مركز شهر غزني و هجده واحد اداري كه  ولسوالي­ها مي­باشد، ساكن هستند. از سه قوم پشتون، هزاره و تاجيك تركيب يافته است.

قوم پشتون در ولسوالي­هاي كه در جنوب شاهراه غزني ـ قندهار قرار دارند، از قبيل ولسوالي­هاي زنه­خان، اندر، گرو، بخش از قره­باغ، مقر، گيلان، ناوه خوگاني، واغظ، و رشيدان، سکونت دارند.

پنج ولسوالي مربوط مردم هزاره و اهل تشيع است كه عبارتند از: جاغوري، مالستان، ناهور، خواجه ميري و جغتو و بخش از قره باغ. مركز غزني اكثراً برادران تاجيك ساكن هستند. ولايت غزني يكي از تفاوت­هاي كه با ساير مناطق افغانستان دارد، اين است كه 200 - 300 خانه اهل هنود نيز در اين شهر زندگي مي­كنند.

غزني به لحاظ اقتصادي يكي از ولايت­هاي است كه اكثراً زراعتي است و داراي يك اقليم نسبتاً معتدل است. اكثر مردم غزني به كارهاي دهقاني و باغداري مشغول هستند. لكن در سال­هاي اخير نظر به خشك سالي هاي که پيش آمده، پديده مهاجرت به شهرها و به خارج ازکشور، يكي از مسايل است كه در غزني كاملاً مشهود است. به عنوان مختصات غزني اگر بخواهم بگويم تفاوت‌هاي كه غزني دارد جداي از يك تمدن دوره غزنويان، تفاوت­هاي در وضعيت موجود اين است كه غزني از نظر فرهنگي يكي از ولايت­هاي بسيار ممتاز در افغانستان است كه حدود شش صد باب مكتب و حدود پنج صد هزار متعلم در ولايت غزني وجوددارد كه اكثراً مربوط به ولسوالي­هاي امن مي­باشد. جنب و جوش در ارتباط تغييرات در شيوه زندگي و فراگيري شيوه نوين زندگي در افغانستان به خصوص در غزني به عنوان يك واقعيت تبارز پيدا كرده است.

سؤال: قرار است كه سال 2013 م غزني به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام باشد و ما در آستانه سال 2013 قرار داريم، قطعاً در غزني در سال 2013 جنب و جوش صورت خواهد گرفت. اين نياز به يك سري مقدمات، آمادگي و كارهاي دارد. لطفاً بفرماييد كه در اين ارتباط از سوي دولت، نهادهاي فرهنگي و به خصوص ولايت غزني چه اقدامات فرهنگي يا زيبا سازي شهر و ساختمان­ها صورت گرفته است؟

جواب: نكته­ اي بسيار خوبي را شما اشاره كرديد و آن عبارت از آمادگي­هاي غزني براي سال 2013 است. اين ايجاب مي­كند كه يك مقدمه­ مختصري را خدمت عرض كنم. در سال 2007 م در اجلاس كشورهاي اسلامي در شهر طرابلس كشور ليبي، در باره­ي شهرهاي كه بايد به حيث پايتخت فرهنگي و ثقافتي جهان اسلام شناخته شود، سر چند ولايت در افغانستان بحث صورت گرفت كه عبارت از هرات، باميان، كابل، مزار شريف يا بلخ و غزني بود حالا به هر دليل كه بود غزني در همين سال از سوي «آي سيسكو» يا كنفرانس ممالك اسلامي براي سال 2013 مركز ثقافت اسلامي انتخاب گرديده است.

طبعاً وقتي يك شهري يك نقطه­اي نظر به تمدن خاص و نظر به يك سلسله معيارها و موازين خاص تاريخي، فرهنگي، علمي به عنوان يك نقطه­اي براي تجليل و ياد بود از گذشته­هاي تاريخي تلقي مي­شود، يك سلسله تدابير و آمادگي‌هاي را ايجاب مي­كند. ما از سال 2007 كه اين تصميم از سوي«آي سيسكو» گرفته شده است، در قدم اول از طريق دولت مركزي يك كميسيون تشكيل شد كه در رأس آن وزير صاحب فرهنك بود و جمعي 10-12 وزارت خانه. در آن مرحله قيمت پروژه­هاي لازم براي آمادگي­هاي غزني 2013 در مرحله اول دو صد و بيست ميليون دالر برآورد شده بود. بايد اين مبلغ به عنوان يك بودجه مالي تدارك مي­شد تا به ارتباط كارهاي لازم؛ ساختن خود شهر غزني، آبدات تاريخي و كارهاي علمي و فرهنگي آمادگي­هاي لازم گرفته مي­شد. باز هم بدبختانه بخاطر كه دوستان ما فكر مي­كردند كه اين بودجه از طريق كشورها و ممالك اسلامي تأمين مي­شود، روي آن يك غور مجدد مي­كنند و اين بودجه تقليل پيدا خواهد كرد به صد ميليون دالر. در اين صورت هم عرصه­هاي كار به چند سكشن وبخش تقسيم مي­شود.

1. بخش كارهاي زير بنايي شهري؛ كه عبارت است از سرك­ها، كاناليزيسيون، سيستم آب و كارهاي كه در ارتباط بازسازي مركز شهر غزني بخاطر پذيرايي از مهمانان ممالك و كشورهاي اسلامي. اين كارها روي دست گرفته مي­شد.

2. بخش آبدات تاريخي شهر غزني؛ غزني چرا به حيث مركز ثقافت اسلامي انتخاب شد؟ اين ارايه يك تاريخچه راايجاب مي­كند كه من فكر مي­كنم دوستان عزيز اهل مطالعه ما در اين راستا يقيناً معلومات و منابع را جمع آوري كرده­اند. چون مي­دانيم كه تمدن غزنويان يكي از دوره­هاي بسيار طلايي ، ماندگار، خوش نام و خوش آوازه تاريخ خراسان و به خصوص تاريخ اسلام و مسلمانان است.

در دوره غزنويان در دربار سلطان محمود غزنوي حدودي چهار صد شاعر و نويسنده در يك زمان مشغول تحقيق، تفحص، شعر و مشاعره و كارهاي علمي بوده است كه سر شناسان آن دوره كساني بوده كه ما مي­شناسيم مانند فرخي سيستاني، بيهقي، سنايي غزنوي، ابوريحان بيروني و صدها شاعر و نويسنده ي ديگر، حتي فردوسي جز كساني است كه در دربار غزنوي به سرودن شاهنامه آغاز كرده است. اين تمدن، يك تمدن درخشان بوده است. از بازمانده اين تمدن غير از پروژه­هاي آمادگي شهر غزني، سر تعمير و ترميم آبدات تاريخي كه شهر غزني، به شهر اوليا معروف است و حدود 99 آرامگاه و مقابر شعرا، علما، مشايخ، عرفا،فلاسفه و انديشمندان بزرگ را داريم. مثلاً آرامگاه ابوريحان بيروني، سنايي غزنوي و... كه حداقل بيش از 200ـ300 فيلسوف، انديشمند ، شاعر و نويسنده را مي­شود ليست كرد.

3. بخش سوم عبارت از ساختن يک کمپلکس بوده كه در آن كمپلكس بخاطر پذيرايي از مهمانان جشنواره كه سفرا و شخصيت­هاي كشورهاي اسلامي اشتراك مي‌كنند، در يك جاي بسيار مقبول سالن اجتماعات، مسجد، بازار و محل نمايشگاه يك كمپلكس هم در كنار آن ساخته مي­شود.

بنا براين،پروژه ها در سه بخش، مجموعاً دو صد و ده ميليون دالر بايداز آدرس حكومت يا كشورهاي اسلامي تأمين و تدارك مي­شد تا اين آمادگي­ها گرفته مي­شد. متاسفانه از 2007ـ 2011 هيچ نوع اقدام عملي در اين راستا صورت نگرفته است و دليل اصلي آن شايد اين باشد كه بخش اعظم منابع مالي و بودجه از كشورهاي اروپايي و آمريكايي تأمين مي­شود و آن­ها در راستاي غزني 2013 و تجليل از تمدن دوره غزنويان هيچگونه مسئوليتي ندارند و نبايد هم سهم مي­گرفتند و اين مربوط به كشورهاي اسلامي بوده كه آن­ها نيز در اين راستا هيچ علاقه­اي نشان نداده­اند.

تا 2011 هيچ كاري صورت نگرفته بود غير از اين­كه يگان هيئت آمده و رفته و دولت يگان پيام داده كه ما بايد كار كنيم. از 2011 به اين طرف كم و بيش كارهاي محسوس صورت گرفته است كه ما اين را به عنوان يك معلومات خدمت دوستان عرض مي­كنيم. ما از بين صد آبده تاريخي 35 پروژه آبده تاريخي را كه زيارتگاه هاي بزرگان، عارفان، شعرا، نويسندگان و محققان دوره غزنويان است ، بازسازي كرديم كه هنوز هم بخش اعظم پروژه­ها مانده كه بايد تا آن زمان صورت گيرد. در قسمت بازسازي شهر غزني يا آمادگي­هاي شهري براي تجليل از يك محفل بسيار باشكوه و تاريخي، ما از آدرس حكومت پيسه­اي دريافت نكرديم. تنها پي.آر.تي(P.R.T) سالانه حدودي بيست ميليون دالر بخاطر پيشبرد پروژه­هاي غزني و ولسوالي­ها تخصيص داده اند. البته خود آن­ها با مشوره ولايت مصرف كردند كه از جمله ساختن 60 كيلو متر جاده داخل شهر غزني، سيستم آب آشاميدني، فضاي سبز و پارك­ها، يك سلسله كارهاي صورت گرفته است. در عين حال تنها همان پروژه مركز ثقافت اسلامي به قيمت مجموعي بيست ميليون دالر از آدرس حكومت افغانستان روي دست گرفته شده است كه بخش از كار الآن عملاً جريان دارد. چون وقت كم است و فرصت­ها بسيار ناچيز است. احتمال دارد كه در فصل بهار و تابستان سال آينده چون تجليل ماه اكتبر 2013م است، ما يك سال فرصت داريم امسال اگر اين پول و پيسه مصرف شود و جمع پول و پروژه بهار و تابستان اگر تطبيق شود، امكان دارد كه اين آمادگي گرفته شود.

سؤال: يك سؤال بسيار اساسي اين است كه شما وقتي از يك تمدن تجليل مي­كنيد، يك دوره بسيار طولاني كه نه بلحاظ جنبه­هاي مادي بلكه بيش­تر بخاطر جنبه­هاي معنوي كه عبارت است از معرفي شخصيت­ها، مشايخ، عارفان، علما، انديشمندان، شاعران، مفسران و... در اين راستا چه كارهاي انجام شده و صورت گرفته است؟

جواب: ما اين را قبول داريم كه يك نقص بسيار كلان در كار غزني 2013 اين است كه در بخش پروژه­هاي مادي و تعمير و ترميم آرامگاه، مقبره، ساختمان سازي، شهرسازي و حتي تعمير بالا حصار غزني كه از دوره اسكندر مقدوني و دوره مغول مانده است،هويت بالاحصار بازسازي واحيا مي­شود. اما در ارتباط با بازسازي هويت فرهنگي غزني متأسفانه كار جدي صورت نگرفته است. در اين راستا بايد بگويم حتي ميزان درك شخصيت­هاي سياسي ما نظر به اشتغالات كه دارند و حتي ميزان تحليل و باور آن­ها كه معرفي يك تمدن بيش از آن كه جنبه چند نماد، مقبره، زيارتگاه، مناره و غيره باشد، بيش­تر به معرفي مفكوره، انديشه، عرفان، فلسفه و جهان بيني انديشمندان ارتباط دارد كه بايد ما تاكيد مي­كرديم و كارهاي جدي صورت مي­گرفت و سمينارها برگزار مي­شد، دايرةالمعارف و مقالات علمي چاپ مي­شد و كتابخانه­ها عيار مي­شد حتي منابع مختلف از ممالك و كشورهاي اسلامي جمع آوري مي­شد.

ما شخصيتي داريم مثل سنايي غزنوي كه در عرفان پيشتاز است، شخصيتي داريم مانند ابوريحان بيروني كه در زمينه علم نجوم يگانه دوران خود بوده و امروز هم روي تئوري­ها نجومي آن شخصيت علمي بسياري از محافل علمي، آكادميك ودانشگاه هاي دنيا غور و بررسي مي­كنند و نتايج پژوهش­ها و تحقيقات آن­ها را ما بايد جمع مي‌كرديم و پيرامون هر شخصيت بايد چندين سمينار برگزار مي­شد و چندين جلد كتاب بايد چاپ مي­شد و در اين راستا متأسفانه نه فرصت كاري بوده و نه تحليل از ضرورت كار و نه امكانات مادي كه بايد در اين بخش كارهاي لازم انجام مي­شد. ما اگر بسيار صادقانه و صريح بگويم، در اين راستا دست آورد خاصي نداريم.

سؤال: به نكته­اي بسيار خوبي اشاره كرديد و آن اين كه ما بايد روي شخصيت­هاي علمي، فرهنگي،و... و انديشه­هاي آن­ها تحقيقات انجام مي­داديم، شما فرموديد كه تا حالا از سوي ارگان­ها و نهادهاي دولتي كار نشده است. بفرمايد كه از سوي نهادهاي فرهنگي مستقل خارج از چار چوب دولت آيا در زمينه فرهنگي غزني كارهاي صورت گرفته است يا نه؟ اگر در اين قسمت هم معلومات دهيد ممنون مي‌شويم.

جواب: تشكر! من باورم اين است كه اگر غزني از زاويه ذخاير علمي و فرهنگي مورد غور و بررسي قرار گيرد.اين به بازشناسي هويت همه‌ي مسلمانان و هويت شخصي افغانستاني­ها مربوط مي­شود. دوره غزنويان دوره­اي است كه مرز بندي بين كشورها و ممالك اسلامي منطقه؛ ايران، پاكستان و شبه قاره هند نبوده است. اين يك بخش بسيار ضروري است كه بايد كاري جدي صورت مي­گرفت. متأسفانه قبلاً هم اشاره كردم كه ما در اين راستا از آدرس حكومت تا هنوز كار خاصي نكرده­ايم. تنها دست آورد كه در اين راستا وزارت اطلاعات و فرهنگ ما دارد، حدودي 10ـ15 مضمون كتاب است كه چاپ كرده است. آن كتاب­ها هم كتاب­هاي است كه زمان تدوين، تأليف و جمع آوري منابع آن­ها مربوط به دوره‌هاي مختلف بوده مثل تاريخ بيهقي، غزنه و غزنويان، تحقيقاتي در باره سلطنت غزنويان كه مربوط به استاد خليل­ا...خليلي است و چند پايان نامه كه بعض از دوستان ما كه در اين راستا اثرات گران بهاي را توليد كرده­اند. اين­ها را وزارت محترم فرهنگ از هر مضمون شايد 1000ـ2000 كتاب را نگاه كرده­اند فقط براي روزهاي كه مهمانان ممالك اسلامي در غزني مي­آيد، بخاطر معرفي غزني صرفاً به مهمانان ارايه داده مي­شود و حال اين­كه ما از آدرس حكومت بايد خيلي كارهاي جدي­تر از اين مي­كرديم.

اما جاي خوشبختي است كه عده­اي از دوستان كه در چوكات حكومت نبوده كارهاي كرده­اند. از جمله محققان و علماي بزرگوار كه تعلق خاطر به وطن و هويت گذشته اسلامي اين سر زمين داشته­اند. چند سمينار گرفته­اند و چند عنوان كتاب را چاپ كرده­اند. در محافل مختلف كه ما معلومات داريم در دانشگاه­هاي افغانستان و كشور همسايه ايران و حتي در اروپا يك عده دوستان ما از آدرس نهادهاي مردمي نظر به اهميت موضوع يك سلسله اقداماتي را انجام داده­اند كه كارهاي آن­ها به عنوان يك دستاورد در صورتي كه ضميمه كارهاي ما شود، مي‌تواند به ما كمك كند تا ما بتوانيم بخاطر معرفي بهتر هويت و تمدن غزني يك نوع آگاهي دهي بهتر و خوب‌تر داشته باشيم. و لكن بازهم من روي اين نكته تاكيد مي­كنم كه ما آن گونه كه لازم بود، در جهت معرفي تمدن و هويت غزني و غزنويان كاري انجام نداده­ايم؛ مابه يك وب سايت بسيار فعال ضرورت داشتيم كه هر كس مي­خواست غزني را بشناسد، آثار علمي و فرهنگي دوره غزنويان را كافي بود كه به وب سايت مراجعه مي­كرد و اين وب سايت بايد حاوي معلومات علمي، تاريخي، فرهنگي، عرفاني، فلسفي ذخاير دوره غزنويان و شهر غزني مي­بود.

امروزه معرفي يك شخصيت يايک تمدن با يك سمينار، چاپ يك كتاب تقريباً كار ناقص خواهد بود. زيرا دنياي امروز دنياي سرعت، ارتباطات و تكنولوژي است كه ما با استفاده از اين ابزار در اين راستا بايد اقدام مي­كرديم و لكن متأسفانه بخاطر فقر فرهنگي و مشكلات امنيتي و عدم درك صحيح از شيوه معرفي يك تمدن ما در اين جهت كم كار هستيم و چيزي قابل ارايه نداريم.

سؤال: تشكر جناب آقاي احمدي! دو باره به بخش آمادگي­هاي مادي بر مي‌گرديم و اين پرسش را مطرح مي­كنيم كه برگزاري جشنواره نياز به يك سالن و جايگاهي ويژه دارد؛ زيرا مهمانان از كشورهاي مختلف در اين محفل حضور پيدا خواهد كرد. در اين قسمت تدابير انديشيده شده يا نه؟

جواب: به نكته­اي بسيار خوبي انگشت گذاشتيد. ما در ابتداي برآورد كار و بررسي مقدماتي كه از وضعيت آمادگي­هاي غزني بايد مي­شد، در پلان كار 65 پروژه مد نظر گرفته شد كه در بين آن­ها ساختن هتل هفت ستاره، شش ستاره و چهار ستاره در بين بود. پارك­ها بود. حتي موزيم نظامي و غير نظامي، و مهم­تر از همه در بخش پذيرايي علاوه بر مهمانان ويژه، توريست­هاي كه در آينده مي­خواهند در غزني سفر نمايند. زيرا وقتي غزني معرفي شود طبيعتاً يك جاذبه ايجاد مي­شود براي يك‌عده جهان‌گرداني كه بخاطر معرفي بهتر و خوبتر نمادها و آثار، علاقه‌مندي نشان مي­دهند و از ساحه­هاي مختلف بايد ديدن نمايند و طبيعتاً نياز به فضاي امن دارند تا بتوانند گشت و گذار نمايند. چون بعضي از پروژه­هاي ما در ولسوالي خواجه ميري است و حتي بعض از آبدات تاريخي ما در ولسوالي­هاي دور دست مانند جاغوري، مالستان و اجرستان است كه از نظر قدمت تاريخي داراي ارزش ويژه است.

لكن مشكل كار اين است كه متأسفانه ضعف و كم كاري از يك طرف و مشكلات و فقدان امنيت از طرف ديگر و فراهم نبودن زمينه سرمايه گذاري مطلوب از سوي سكتورهاي خصوصي باعث گرديد كه بسياري از پروژه­ها و كارها زمينه تطبيقي پيدا نكند و يگانه چيزي كه داريم به حيث محل پذيرايي،سکونت و سالن اجتماعات براي مهمانان خارجي، سفرا، شخصيت­هاي سياسي، علمي ممالك و كشورهاي اسلامي همان كمپلكس مركز ثقافت اسلامي است كه داراي حدودي 10ـ15 پروژه است  كه قابل افزايش نيز مي­باشد.

اين تعمير در مساحت تقريبي دو جريب در نظر گرفته شده است كه يك سالن بسيار بزرگ و عصري است براي تدوير محافل، در كنار آن حدودي 50 بلاك رهايشي به عنوان محل سكونت مهمانان تدارك داده شده است كه الآن بخش از كار انجام گرفته، كه به صورت يك طبقه و دو طبقه است. در كنار آن جوم ناديوم، استاديوم، مسجد و باغ زنانه( كه براي طبقه اناث در نظر گرفته شده است) و حتي يك بازارو نمايشگاه كه 34 ولايت افغانستان مي­توانند صنايع دستي و هنرهاي خويش رادرآن، به نمايش بگذارند.

اين كمپلكس چنان كه اشاره كردم مبلغ بيست ميليون دالر اعتبار دارد و كار آن جريان دارد. نظر به سيستم بروكراسي و فساد كه در درون حكومت است كه بايد به عنوان يك واقعيت تلخ پذيرفت و انكار نمي­شود، پول و بودجه مزبور كه بايد در آغاز كار اختصاص داده مي­شد الآن شش ماه است هنوز اين بودجه در اختيار ما قرار نگرفته است. پروژه­هاي كه در سال گذشته قرار دادشان امضا شده تا به حال بايد تكميل مي­شد بخاطر همين بروكراسي تکميل نشده است. ما اميدواريم كه اين پروژه­ها تا سال آينده تطبيق شود. اگر اين پروژه­ها تطبيق شود، از نظر پذيرايي مهمانان، سالن اجتماعات، محل تفريحگاه، محل شنا و حتي ورزش و سپورت مشكل ما تا حدودي حل خواهد شد.

سؤال: شهر و ولايت غزني از نظر امنيتي بسيار آسيب پذير است و سال 2013 نيز پيش رو است. در قسمت مسايل امنيتي غزني چه تدابير امنيتي در نظر گرفته شده است و چه تضمين وجود دارد؟ بسياري­ها در اين زمينه نگراني­ها و دغدغه­هاي دارند.

جواب: متاسفانه ريشه­اي اكثرمشكلات موجود در غزني ارتباط مستقيم دارد به عدم امنيت، و ما عدم امنيت در غزني را قبلاً هم متذكر شديم و الآن هم منكر شده نمي­توانيم. به عنوان يك مانع تلقي مي­كنيم. آمادگي­هاي ما براي 2013 منوط به اين است كه وضعيت تغيير كند و حد اقل يك صلح نسبي در افغانستان در مناطق جنوبي و به خصوص در غزني اگر حاكم نشود ما نمي­توانيم مهمانان را مطمئين بسازيم كه آمدنش را در غزني هيچ­گونه خطر تهديد نمي­كند و در فضاي آرام و امن اين محفل برگزار خواهد شد.

بر اين اساس وضعيت غزني بخاطر همجواري با ولايت­هاي ميدان وردك، لوگر، پكتيكا، پكتيا و زابل و حتي يكي از ولسوالي­هاي غزني( ناوه) عملاً از سلطه­اي حكومت خارج است و اين ولسوالي با پاكستان مرز مشترك دارد و متأسفانه محل تردد و اكمال طالبان مخرّب در ولايت غزني وولسوالي­هاي مانند نوبهار، زابل و ارزگان[خاص] است. ما در اين راستا كوشش و تلاش­هاي خود را كرده­ايم و امكانات حكومت ما در ارتباط اكمالات نظامي كه بتواند وضعيت امنيت را بهبود بخشد، طبيعتاً خالي از مشكل نخواهد بود.

بسيار كوتاه اشاره كنم به وضعيت امنيت؛ بدبختانه وضعيت امنيت در افغانستان طي ده سال با حضور بيش ازچهل كشور دنيا حل نشده است!! الآن هم در اراده حكومت افغانستان و ولايت غزني نخواهد بود كه ما بگويم صلح تأمين مي­شود و ما در سايه صلح و آرامش اين كارها را انجام مي­دهيم. جنگ و صلح در افغانستان موضوع منطقه‌اي، جهاني، ايدئولوژيك و سياسي است و در اين موضوع يك تضمين معتبر و پيش بيني دقيق كاريست بسيار مشكل.

سؤال: با توجه به مشكلات اقتصادي مردم غزني و پديده بيكاري، در رابطه با پروژه­هاي اقتصادي، صنعت، زراعت و كارهاي صنعتي اقدامات و كارهاي صورت گرفته است يا نه؟ پلان­هاي روي دست هست يا نه؟ در اين مورد يك مقدار روشني بياندازيد.

جواب: يكي از فاكتورهاي بسيار مهم در رشد و توسعه يك منطقه، سر زمين و قلمرو جغرافياي داشتن منابع اقتصادي است.منابع اقتصادي است كه مي­تواند سرنوشت زندگي مردم را بهبود بخشد متأسفانه ولايت غزني با اينكه از نظر توسعه­اي شرايط مناسب را دارد و لكن امروزه از هجده ولسوالي حد اقل ده ولسوالي در فضاي نا آرام به سر مي­برد كه طبعاً كار كردن و تطبيق پروژه و كمك كردن به مردم در يك شرايط جنگي، انتحار و انفجار بسيار مشكل است.

اما در بخش­ها و ولسوالي­هاي كه امنيت وجود دارد سر زمين­هاي است كه مستعد براي رشد زراعت آن هم زراعت مدرن كه امروز شرايط ايجاب مي­كند، نيست. بلحاظ صنعتي نيز متأسفانه ساده­ترين ابزار و وسيله كه بسيار ضرورت است مانند برق، جاده­ها و سرك­هاي ارتباطي و مواد خام كه بتواند چرخ صنعت را به حركت در آورد، با مشكل مواجه هستيم و لكن باز هم ما الآن يك پارك صنعتي را در پلان داريم كه در شروف كار است، شايد بتواند براي يك سري كارخانه­هاي كوچك مؤثر باشد.

غزني يك سري محصولات خاص از ميوه فعلي گرفته تا ميوه خشك و... كه طبيعتاً ايجاب مي­كند كه سرد خانه و فابركه­هاي براي آب ميوه‌گيري و حتي براي صادرات ميوه يك سيستم مدرن داشته باشيم كه بتوانيم به دهاقين كمك كنيم و لكن با توجه به مشكلات كه حكومت ما دارد و مهم­ترين دغدغه­اش اين است كه چگونه بتواند مأمورين خود را سرپا ايستاد كند. از سوي ديگر51% بودجه افغانستان در بخش امور امنيتي هزينه مي­شود و 49% باقي مانده با در نظر داشت خرابي­ها، توقعات زندگي و نيازهاي اساسي كه وجود دارد به خصوص معارف و دانش و سكتور صحت و بهداشت و سلامتي مردم، پاسخگوي اولويت­هاي ما نخواهد. از نظر اقتصادي ما وابسته به جامعه جهاني هستيم كه آن­ها در بخش­هاي صنعتي و بخش­هاي كه منجر به استقلال اقتصادي افغانستان شود، علاقه ندارند.

سؤال: تشكر جناب آقاي احمدي! مزاحم شما شديم بسيار ممنون. در پايان اگر پيام خاصي براي مردم و فرهنگيان داشته باشيد، بفرماييد.

جواب: تشكر از شما! من اگر به عنوان يك حرف دل دوستانه با دوستان فرهيخته واهل قلم خصوصاً مجموعه« بنياد صبا» كه دست آوردهاي قابل قدر دارند، داشته باشم، اين است كه مشكلات وطن ما يك در هزار است. از طرفي بخواهيم يا نخواهيم ما به اين سر زمين تعلق داريم ما هستيم و اين مكلّفيت ما. طبيعتاً هر كشوري از جنگ فارغ مي­شود و مي­خواهد راه بيرون رفت پيدا كند، بايد رياضت بكشد. مشكلات را تحمل كند. ما هم ناگزير هستيم افغانستان را از اين وضعيت خراب و آشفته نجات دهيم و من باور دارم كه نسل مسئول و رسالت­مند به اميد پروردگار و با استفاده از خرد و دانش جمعي خود مي­تواند بر مشكلات فايق آيد و سر زمين آبايي خويش را از اين مشكلات نجات دهد. تشكر از شما و همه­ ي دوستان كه در اين زمينه­ ها قلم مي­زنند و زحمت مي­كشند.

والسلام عليکم ورحمةالله.

یکشنبه 03 سرطان 1397
FacebookTwitterRSS Feed

بنیاد علمی - فرهنگی صبا

«بنیاد علمی - فرهنگی صبا» نهادی وابسته به مجموعه ای از استادان و محصَلان جوان حوزه و دانشگاه است که مستقل از هر دولت، جناح یا حزبی و با علم به نا به سامانی های انبوه جامعه افغانستان، با درک الزامات امروزین زندگی و با آگاهی به نیازهای متنوع مردم زجر دیده خویش، در سال 1389 خورشیدی تشکیل شده و جهت فعالیت های علمی - اجتماعی آن در راستای ارتقای اندیشه، اعتلای عقلانیت، تحکیم عقلانی بنیان های ارزشی، آگاهی بخشی عامه و حراست از میراث های فرهنگی کشور، پاسداری از عنعنات، رسوم و افتخارات ارزشمند ملی سامان یافته است که نشر فصلنامه «سخن صبا» و مدیریت سایت «سروش صبا» و نیز برگزاری همایش های علمی و تحلیلی، در جوار سایر فعالیت های اجتماعی، علمی، تحقیقی و تبلیغی، جزئی از عمل کردهای ارزشمند اعضای این بنیاد علمی- فرهنگی است. باشد که تلاش پی گیر این جمع و پشتیبانی های قلمی و قدمی تمام فرهنگیان عزیز کشور، در زدایش ناهنجاری های مدنی، نفی خرافات و انحرافات فکری، استقرار عدالت اجتماعی، برپایی جامعه توسعه یافته دینی، ترقیم رشد و رفاه همگانی و دستیابی به عزت و اقتدار ملی مؤثر افتد.  

کلام ناب

امام حسن (سلام الله علیه) : مَن عَرَفَ اللَّهَ أحَبَّهُ. هر كس خدا را بشناسد، دوستش بدارد. دوستی در قرآن وحدیث: ص414 – ح 963

بازدید

2730756
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
کل بازدیدها
1312
5729
24369
2690918
65167
81466
2730756

آی پی شما: 54.144.16.135