تهدیدات امنیتی تازه و لزوم مبارزه جدی با داعش

نوشته شده توسط دکتر علی حلیمی. ارسال شده در گزیده‌ها

تهدیدات امنیتی تازه و لزوم مبارزه جدی با داعش

مدتی است که افغانستان بیشترین تهدیدات امنیتی را تجربه می کند، پایتخت کشور هدف اصلی ترور و تهدید قرار گرفته است، راه های مواصلاتی کشور نا امن تر از همیشه است، جنگ در برخی ولایات به صورت مداوم در جریان است.  طالبان، القاعده و گروه های تکفیری و افراطی به هر شکل ممکن در صدد صدمه زدن بیشتر به پیکره دولت نحیف افغانستان است.

آنچه در این میان بیشترین نگرانی را برای مردم افغانستان در پی داشته است مورد هدف قرار گرفتن افراد ملکی، اطفال، زنان و مراکز  عمومی، مساجد و اماکن دینی است که در ماه های اخیر اتفاق افتاده است. خبرهایی  از سربازگیری، رشد و تقویت داعش و گروه¬های تکفیری در گوشه و کنار کشور است که البته با برخی شایعات نیز همراه بوده و آن اینکه این گروه¬ها توسط هلیکوپترهای ناشناس مورد حمایت قرار گرفته و توسط برخی از نهادهای امنیتی افغانستان حمایه تسلیحاتی و غذایی می شود، این شایعات تا انجا گسترش یافت که وزارت خارجه روسیه رسما خواهان توضیح از دولت افغانستان شد و بر اساس گزارش های برخی خبرگزاری ها، نهادهای امنیتی کشور نیز این مسأله را پذیرفته و اظهار داشته اند که این کمک ها اشتباها به داعشی ها انجام شده است و...

فزونی آمار حملات خونین انتحاری در پایتخت و در مناطق حفاظت شده نیز به خوبی مشخص می¬سازد که در درون سازمان¬های امنیتی کشور، حلقاتی وجود دارند که متاسفانه با گروه¬های تکفیری همکاری می¬نمایند.

پرسش جدی این است که دولت در این شرایط، چه مسئولیت هایی دارد و چگونه می تواند با تهدیدات امنیتی مقابله کند؟

اگر از حق نگزریم دولت افغانستان جزء ضعیف¬ترین دولت هایی به شمار می رود که پس از نزدیک به دو دهه کمک و حمایت قاطع سازمان¬ها و دولت¬های بین المللی و صرف بودجه¬های ملیاردی، نتوانسته است امنیت نسبی را در این کشور تامین نماید. این ضعف و ناکارآمدی زمانی بیشتر آشکار می¬شود که ما تا کنون هیچ برنامه مدون و استراتژی مشخص امنیتی را از سوی دولت مشاهده نکرده¬ایم، نه تنها پلان و برنامه وجود ندارد که حتی دولت نتوانسته است تاکنون تعریف مشخصی از دوست و دشمن برای خود و مردم افغانستان ارائه نماید، به همین دلیل است که دولت همیشه تروریستان و خرابکاران را، لقب برادران ناراضی و مخالفان سیاسی داده است و بس؛ دولت کوشیده است همیشه جنایات و ستم طالبان و القاعده را سرپوش بگزارد و کم اهمیت جلوه دهد و روی همین ملحوظ بودجه عظیمی صرف پروژه صلح می¬گردد که تا کنون هیج دستاوردی برای ملت افغانستان نداشته است.

بر همگان واضح است که صلح، واژه مقدس است و برای همگان قابل احترام، هیج انسانی نیست که مخالف با صلح و آشتی ملی باشد ولی صلح زمانی معنی دارد که دو طرف مشترکاتی قبول را داشته و بر تمایزات و موارد اختلافی صلح کنند اما در مورد صلح با القاعده، طالبان و گروه¬های تکفیری باید گفت که آنها موجودیت کامل نظام را قبول ندارند و حتی ارزش¬های اساسی مردم افغانستان را قبول نداشته و حرمت رمضان، مسجد و مقدسات مردم ما را شکانده است بنا براین صلح با چنین مجموعه و تفکری، چه معنی و مفهومی خواهد داشت!

پروژه صلح به جز آزادی بی قید و شرط تعدادی زیادی از تروریستان و مجرمان حرفه¬ای و قسی القلب، از زندان، هیج دستاوردی در پی نداشته است و حتی بخش از نا امنی¬های جدید، نیز حاصل آزادی همان زندانیانی است که با صله، انعام و جیب پر از پول به خانه¬های تیمی شان بازگشته اند.

 اگر صلح دستاوردی داشته است دولت برای مردم واضح و روشن بیان کند که چه بوده است، در غیر آن صورت دولت باید راه حلی دیگری برای افزایش ضریب امنیت شهروندانش بیابد.
مردم افغانستان، مردم کم توقع هستند و بی خبر از مسئولیت¬های دولت و حقوق شهروندی و از دولت فقط تأمین امنیت را خواسته و می¬خواهند. دولت متاسفانه از تامین همین خواست حداقلی مردم افغانستان هم باز مانده است.

به نظر می رسد که دولت در شرایط کنونی باید مسایلی ذیل را مورد توجه قرار دهد:

1-    تصمیم قاطع برای تأمین امنیت کشور گرفته و مرتب به دنبال راه حل باشد.
2-    تعریف مشخص از دوست و دشمن ارائه نماید.
3-    برنامه و پلان امنیتی مشخصی را تدوین و به اجرا گزارد.
4-    هزینه پروژه صلح را به تقویت نیروهای امنیتی اختصاص دهد.
5-    نهادهای امینتی را مرتب مورد بازخواست قرار داده و با نظارت کامل عناصر مخرب و جریان های همراه با تروریستان را شناسایی و مجازات نماید.
6-    افراد ماجراجو و متهم را از نهادهای امنیتی بدون ملاحظه اخراج نماید.
7-    برخی از چهره¬های رده بالای نظامی و پولیس که در صحنه¬های زیاد از مبارزه و جنگ با تروریسم، خوب امتحان داده و خوش درخشیده اند خارج از ملاحظات قومی و زبانی به کار گمارد.
8-    دولت و مقامات امنیتی برای مقابله با تروریسم و گروه های تکفیری باید از تجربه کشورهای چون عراق، سوریه و... استفاده نماید بدون شک آنها در این زمینه موفق بوده اند.
9-    حفظ وحدت و همدلی میان اقوام و پیروان مذاهب اسلامی، یک ضرورت اجتناب پذیر برای زیستن مسالمت آمیز و تحکیم پایه¬های نظام سیاسی کشور است، دولت بیش از همه در قبال این موضوع مهم مسئولیت دارد و باید به این ضرورت حیاتی و مهم، اهمیت داده و راهکارهای عملی بیشتری را جستجو نماید.

سردبیر

 

منبع: فصلنامه علمی فرهنگی صبا- شماره 25 بهار و تابستان 96