الهیات رحمت / الهیات خشونت

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در دین و مذهب

          متن دینی وقتی تابع فهم بشر می شود، تلقّیّ انسانی، گاهی موجب خیر و گهی موجب شر می شود؛ مطابق سرمشق نسبی گرایی معرفتی، هر برداشتی حتّی جاهلانه از منابع معرفتی، انکار ناشدنی است زیرا چه بسا شاید آن هم یک القاء درست باشد، اعم از آن که چنین استنباطی، پشتوانه عقلانی داشته ویا استحکامات آن آکنده از احساسات و سست باشد؛ گرچند رئالیست هایی همچون «مورگنتا»، جنگ را نیاز ذاتی بشر بر شمرده اند که ربطی به هیچ آیینی ندارد و خشونت، واکنشی عقده مندانه علیه احساس محرومیت است که مبنای دینی ندارد؛ امّا به لحاظ تبار شناسیّ عقیدتیّ گروه های تروریستی در وضع حال جهان، بسیار رایج است تا آیین اسلام را به عاملیّت خشونت های جاریّ جهانی متهم کنند درحالی که میزان جنگ و آمار کشتارهای تروریست های اسلام گرا تاکنون به سطح عددی و آماریّ جنگ وکشتار غربیان متمدّن نرسیده اند تا رسانه های مرض مند، مسلمانان را به هیبت پشمالو درچهره خشن یک تروریست در نظر جهانیان مجسّم کنند؛ با ثبت بیش از هزار جنگ در تاریخ مکتوب بشر، فقط در دوجنگ جهانیّ متمدّنان، حدود 90 میلیون نفر کشته شده اند، گذشته از جنگ های داخلی درآمریکا وروسیه، جنگ های مذهبی سی ساله در اروپا وجنگ های مستعمراتی ناپلئون، بدون احصای تلفات قتل عام های نازیستی و استثماری استعمار گران غربی در گستره جهان، حدود 30 میلیون انسان در خون ریزی های متمدّنانه، مظلومانه به خون آغشته شده اند؛ آمار وارقام کشتار در منازعات شرقی نیز از سطح تلفات در جانب غربیّ جهان فرونمانده و جنگ های شرقی همچون چینگ مینگ، تایپینگ، آن لو شاتل، داتکان، ویتنام و جنگ دو کره و حمله مغول ها که هیچکدام نسبتی با اسلام ندارند، حدود 130 میلیون نفر را به خون غلطانده؛ حال درمیانه دو وزنه سهمگین جنایت های تاریخی در دو جانب شرقی وغربی عالم، اینک قرعه فال به بدبختیّ نام مسلمانان درآمده است، با آنکه روح جهنده جنگ ها و جریان های جنگی در جامعه اسلامی، سلاح و سیاست استثماریّ مستعمران شرقی وغربی است امّا اینک این حوصله مسلمانان است که از جریان جاریّ خون ریزی ها به سر آمده است؛ در تحلیل چرائیّ وقوع جنگ، واقعیت همان است که «یورگن هابر ماس» گفته است تا حقانیت را استدلال برتر ثابت نکرده است، همیشه این بهره گیری از زور وخشونت است که تعیین حقّانیّت می کند، نا عاقلانه و بی انصافی، از سر انحراف و خرافه است اگر بگوییم که «دین»، هر ناروائی و از جمله خشونت را نصیب انسانیت می کند؛ هرچند به زبان درآوردن برخی از متون دینی، استعداد هر نوع قرائت پذیری را دارد، که هم قابلیّت برداشت مهر و صلح و هم ظرفیت استنادات خشونت ودر گیری را دارد، امّا فهم هر متن دینی به مثابه منبع تشریع، نیاز مند برقراریّ شرایطی همچون جامعیّت علمی، لحاظ هدف دین، رعایت ضوابط رضایت خدا، اخلاق، رحمت، عدالت و عقلانیت است، چنانچه التفات به کرامت، حقوق، اختیار وآزادی انسان و دستاورد های علمی و دموکراسی راهبرد های نسخه برداری از متون دینی برای ارئه به جهان انسانیت است؛ سه منصه وحی، دل و عقل، سازو کارهای لازم برای شناخت حقیقت درسازوارة معرفتیّ اسلامند،که توجّه تام به شرایط، ضوابط و گزاره های ارزشی زیر لوای سه راهبردمعرفتی حین تفسیر و فهم معنای متون، کاهنده وبلکه بر دارنده این همه آلامند؛ هیچگاهی پرسیده نمی شود که اگر شعله های تروریسم این همه آتش وخشونت را از دین در تصوّر خود بافته اند، پس چرا غالب مسلمانان چنین آموزه ای را از آن متون مشترک در ذهن خویش نیافته اند؟ اگر به دموکراسی معرفتی به مثابه میزان تشخیص حقّانیت، توجه گردد، با دقّت اندکی، اکثریت عقلانی وانسانی مسلمانان در مقابل اقلّیت تروریست و تکفیری، بطلان دعوای نسبت اسلام و تروریسم را نشان می دهد گذشته از آن که به شهادت تاریخ و منابع، و جود هزاران مستند از مهر ورزی ورحمت، عدالت وعقلانیت در متن و سیره مکتبیّ اسلام، جامعه اسلامی را از اتهامات ناروا امان می دهد؛ هیچ متدیّنی منکر انحراف و جعلیات در دین نیست امّا منابع اساسی هیچگاه آلوده به اموزه های چرکین نیست، بلکه این سازوکارهای تطهیر نشده فهم انسانی است که متون دینی اسلام به برداشت های غیر انسانی از نسخه انسانیت گرفتار است، به قول امام علی (ع) «لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا» اینک اسلام به شکل پوستین وارونه ی درآمده که به جای نمایش حقیقت مهر و رحمت خویش، نمایانگر تصویر های جعلیّ خشونت و آزار است!

وقتی «عدالت» اصل دینی است و حقّ خرد با تأکید مکرّر بر «تعقّل» در قرآن پاس داشته شده است و آنگاه که «رحمت» به گواهی «فبما رحمت من الله لنت لهم» شیوه مبارزاتیّ دعوت رسول اسلام بوده و جایگاه «آزادی» با «فمن شاء فلیکفر ومن شاء فلیوءمن» و «لست علیهم بمسیطر» خاص داشته شده است؛ آنگاه که «اخلاق» با «انّک لعلی خلق عظیم» وجهه امتیاز نبی تعیین شده و «کرامت انسانی» با آیه « لقد کرّمنا بنی آدم» تبیین شده؛ پس با چه صراحتی باید به مغز های منجمد، حالی کرد که اسلام، نه سبک خشونت، جهل و ستم که آیین رحمت، عقلانیت و عدالت است وبا چه وضوحی به دنیا معرّفی کرد که الهیات این دین نه آن چه فاشیست های بد منش، به شیوه کشتار و تنگ نظری، القا می کنند بلکه دین آزادی، کرامت، اخلاق و فضیلت است؟. الّلهم اخرجنا من ظلمات الوهم وا کرمنا بنور الفهم!